درون من!

– با این طرف خوب صحبت کردی؟ باهات حال کرد؟ حرفه ای برخورد کردی؟ پروژه رو میگیری؟ + پویا، تو هیچوقت منو از منظر علمی نشناختی! همیشه نگاهت به من سگ-چرخانه* بوده. هیچوقت درون منو نشناختی … هیچوقت اون گوهر بی بدیل علم و معرفت رو تو وجود من ندیدی … همش قسمت فانِ** منو […]

از آن جهان آمده

همه چیز با یه اس ام اس شروع شد! صبح جمعه بود و تازه ۱۰ دقیقه بود که با بالش وداع کرده بودم که اون اس ام اس کوفتی اومد : – سلام سینا ، بریم سگ چرخ!؟ – پویا، خییییلی کار دارم ولی بی خیال … چهار و نیم خبرت میکنم با خودم گفتم […]

درب پراید

بعد از ظهر یکی از روزای تابستون بود و طبق معمول مشغول ملٌق (همان معلق!) زدن جلو کامپیوتر بودم! دیگه حسابی حوصله ام سر رفته بود … و بد و بیراه میگفتم : آخه خدا این چه وضعیه ؟ چرا دو تا تفریح واسه این جوونا نیست ؟ آخه این چه مملکتیه ؟ همش تقصیرِ […]

متنی که میخواهید برای جستجو وارد کرده و دکمه جستجو را فشار دهید. برای لغو دکمه ESC را فشار دهید.

بازگشت به بالا