درب پراید

بعد از ظهر یکی از روزای تابستون بود و طبق معمول مشغول ملٌق (همان معلق!) زدن جلو کامپیوتر بودم! دیگه حسابی حوصله ام سر رفته بود … و بد و بیراه میگفتم : آخه خدا این چه وضعیه ؟ چرا دو تا تفریح واسه این جوونا نیست ؟ آخه این چه مملکتیه ؟ همش تقصیرِ […]

متنی که میخواهید برای جستجو وارد کرده و دکمه جستجو را فشار دهید. برای لغو دکمه ESC را فشار دهید.

بازگشت به بالا