فلش بک

گوشی قدیمی همراهمه … شارژش داره تموم میشه … مجبور میشم فلشم رو از ضبط جدا کنم و کابل USB گوشی رو وصل کنم که شارژ شه! (بله! میشه با پورت USB ضبط ماشین، موبایل شارژ کرد). آخرین باری که رو این گوشی آهنگ ریخته بودم، مربوط  میشد به ۲-۳ سال پیش … اصلاً حواسم […]

اپیزود آخر

شیشه جلو بخار کرده … به ندرت شهریور ماه اینطور سرد میشه و اینطور بارون میاد … نه به شدت ۱ ساعت قبل، ولی هنوز میباره … دستش رو دراز میکنه که شیشه رو پاک کنه … + دست نزن … لک میشه! شیشه رو بده پایین، درست میشه :) – باشه :)

گواهینامه

سال اول دانشگاه، گواهینامه نداشتم … یعنی به دلایلی، نمیشد که داشته باشم … تابستون ۸۴ چند هفته بعد از تولدم رفتم دنبال گواهینامه و دفعه ی دوم هم قبول شدم و گرفتم … اما خب، خانوادم خیلی سخت به من ماشین میدادن … یعنی تو شهر میتونستم برم … ولی مسیر دانشگاه بدجور بود […]

آشتی با طبیعت

واسه کاری بیرون رفته بودم. نیم ساعت پیش که داشتم برمی گشتم، دیدم یه خانواده کنار زیر گذر اتوبان، یه ۱۰۰ متر چمن تو یه سطح نسبتاً شیب دار پیدا کردن، یه زیرانداز انداختن، لم دادن زیر تیغ آقتاب … از یه طرف شیبِ زمین، از یه طرف صدای ماشین از سمت زیرگذر، از یه […]

متنی که میخواهید برای جستجو وارد کرده و دکمه جستجو را فشار دهید. برای لغو دکمه ESC را فشار دهید.

بازگشت به بالا