حق انتخاب

گاهی مجبوری وانمود کنی که همه چی خوبه … بعد یهو به جایی میرسی که دیگه نمیتونی وانمود کنی … دیگه خسته شدی … از تحمل افکار بی سر و ته خودت … از فشاری که از همه طرف روت هست … خسته ای از فکر کردن … از برنامه ریزی … از تصمیم گرفتن … این جور جاها یه نقطه ی مهم از زندگی آدمه … یه نقطه ای که یا سقوط می کنی … یا مجبوری ازش عبور کنی … ولی نه قبلش و نه بعدش، هیچوقت نمیتونی با قطعیت بگی که درست بوده یا نه … هر چند که تو حق انتخاب نداشتی … هیچ کسی جای تو نبوده تا این آشفتگی رو بتونه بفهمه …

وبسایت http://30na.net
نوشته ایجاد شد 401

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نوشته های مرتبط

متنی که میخواهید برای جستجو وارد کرده و دکمه جستجو را فشار دهید. برای لغو دکمه ESC را فشار دهید.

بازگشت به بالا