Posts Tagged ‘گریه’
گریه کن … گریه سهم دل تنگه ؟
پنجشنبه, آبان ۲۶, ۱۳۸۴ ۱۲:۱۰ یک دیدگاه 1,077 بازدیدبچه تر که بودم به نقل قول همه ی پسر ها و دختر های فامیلمون ، زر زرو ( ممکنه این واژه رو فراموش کرده باشید ! ) بودم . یعنی تا تقی به توقی میخورد ، من شروع میکردم به گریه کردن . از دعوا های بچه گونه گرفته تا آهنگهای غمناک ( مخصوصاً [...]
دو شب به یاد ماندنی
پنجشنبه, مهر ۲۸, ۱۳۸۴ ۱۲:۰۴ ۴ دیدگاه 659 بازدیدشب اول
صدای موزیک گوشمو اذیت میکرد … شایدم گوشای من حساس شدن … دوروبرم شلوغ بود . خوش میگذشت . چیزی دیدم که یادم نمیره ! هیچ وقت … گریه تو در میارم .
عاشق سازم شدم … فقط اون برام مونده . فقط اونه که ارزششو داره . ” هرچه بیشتر انسان ها را می [...]







