اینجا را پلاس 1 کنید!

 

Posts Tagged ‘نگاه’

آب انار

یکشنبه, آبان ۲۱, ۱۳۹۱ ۱۵:۳۰ یک دیدگاه
1,280 بازید

 ساعت ۱۲ شب بود … وسط تابستون! … کنار خیابون نشسته بودیم و داشتیم مردم رو تماشا می کردیم … هورت می کشیدیم و … هر کدوم زل می زدیم به یه سمت … دردها و مرض هایی بود که بیشترشان به طرز احمقانه ای شبیه بود … و هیچکدوم راه حل نداشت … و […]

ارسال شده در قسمت : دست نوشته های سینا Tags: , , , , , , ,

مُرده

چهارشنبه, خرداد ۲۴, ۱۳۹۱ ۱۳:۴۸ بدون دیدگاه
968 بازید

من آدم های مرده رو میشناسم. چشمانشان مرده است. قلبشان خاموش و دستانشان سرد است. نگاهشان به ناکجا خیره شده و صدایشان نه شنیده می شود و نه حتی پژواکی دارد. پُر شده اند از تکرار حرف ها و حرف های تکراری. من آدم های مرده را می شناسم، تیره و تار، خموش و حیران، […]

ارسال شده در قسمت : دست نوشته های سینا Tags: , , , , , , , , ,

گرامافون

جمعه, خرداد ۲۸, ۱۳۸۹ ۲۱:۵۳ ۶ دیدگاه
900 بازید

این نوشته رو آهسته بخونید! به عکس رو دیوار خیره شدم …

ارسال شده در قسمت : دست نوشته های سینا Tags: , , , , , , , , , ,