اینجا را پلاس 1 کنید!

 

Posts Tagged ‘سرد’

مُرده

چهارشنبه, ژوئن 13, 2012 13:48 بدون دیدگاه

من آدم های مرده رو میشناسم. چشمانشان مرده است. قلبشان خاموش و دستانشان سرد است. نگاهشان به ناکجا خیره شده و صدایشان نه شنیده می شود و نه حتی پژواکی دارد. پُر شده اند از تکرار حرف ها و حرف های تکراری. من آدم های مرده را می شناسم، تیره و تار، خموش و حیران، […]

ارسال شده در قسمت : دست نوشته های سینا Tags: , , , , , , , , ,

سه‌شنبه, نوامبر 8, 2011 0:50 ۳ دیدگاه

+ به ندرت شده بود که بیشتر از ۱ ماه اینجا چیزی ننویسم! چندتا امتحان مهم بود که باید واسشون وقت میذاشتم! و چند تا مسافرت و کلی کار. خلاصه از این به بعد منظم تر می نویسم! + هفته پیش یکی از دوستای قدیمی رو دیدم! بسی خوش رفت! پرتاب شدم به ۵-۶ سال […]

ارسال شده در قسمت : این روزها ... Tags: , , , , , , , , , ,

من … هیچ

شنبه, ژوئن 19, 2010 1:50 ۲ دیدگاه

من … هیچ … مست و تاریک! … در پی ساختن دیواری به ارتفاع آسمان … سرد و خاموش … و گاه مرگ آلود … پریشان و بی خواب از بیداد این مینورِ وحشی … قدم زنان کنار لبه ی باریکِ هشیاری … با چشمانی بسته … و غرق در خیال … من … هیچ […]

ارسال شده در قسمت : کوتاه نوشته Tags: , , , , , , , , , ,