اینجا را پلاس 1 کنید!

 

Posts Tagged ‘دوچرخه’

دوچرخه ی پدربزرگ

چهارشنبه, اکتبر 20, 2010 1:38 ۵ دیدگاه

پدربزرگم یه دوچرخه ی مشکی شماره ۲۸ داشت … واسه من که ۴-۵ سالم بود، واقعاً بزرگ به نظر میرسید … ما نوه ها عاشق اون دوچرخه بودیم … وقتی منو رو تَرک دوچرخه سوار میکرد، فکر میکردم دیگه دنیا مال منه … پدربزرگم کلاً با من خیلی خوب بود … باهاش شطرنج بازی میکردم […]

ارسال شده در قسمت : دست نوشته های سینا Tags: , , , , ,

گواهینامه

شنبه, آوریل 24, 2010 20:04 ۱۷ دیدگاه

سال اول دانشگاه، گواهینامه نداشتم … یعنی به دلایلی، نمیشد که داشته باشم … تابستون ۸۴ چند هفته بعد از تولدم رفتم دنبال گواهینامه و دفعه ی دوم هم قبول شدم و گرفتم … اما خب، خانوادم خیلی سخت به من ماشین میدادن … یعنی تو شهر میتونستم برم … ولی مسیر دانشگاه بدجور بود […]

ارسال شده در قسمت : دست نوشته های سینا Tags: , , , , , , , , , , ,

پازل سیزده تکه

پنج‌شنبه, مارس 18, 2010 15:23 ۲ دیدگاه

امروز میخوام ۱۳ تا از نوسته های قبلیم رو که وقتی نوشتم، شاید نه من درک کردم و نه تو، معرفی کنم … وقتی همه رو با هم خوندم، حدأقل واسه ی من یک پازل شد …

ارسال شده در قسمت : دست نوشته های سینا Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , ,