اینجا را پلاس 1 کنید!

 

Posts Tagged ‘اتوبان’

فلش بک

جمعه, خرداد ۱۹, ۱۳۹۱ ۲۱:۳۹ یک دیدگاه
2,002 بازید

گوشی قدیمی همراهمه … شارژش داره تموم میشه … مجبور میشم فلشم رو از ضبط جدا کنم و کابل USB گوشی رو وصل کنم که شارژ شه! (بله! میشه با پورت USB ضبط ماشین، موبایل شارژ کرد). آخرین باری که رو این گوشی آهنگ ریخته بودم، مربوط  میشد به ۲-۳ سال پیش … اصلاً حواسم […]

ارسال شده در قسمت : دست نوشته های سینا Tags: , , , , , ,

اپیزود آخر

شنبه, آذر ۵, ۱۳۹۰ ۱۷:۳۶ ۲ دیدگاه
1,400 بازید

شیشه جلو بخار کرده … به ندرت شهریور ماه اینطور سرد میشه و اینطور بارون میاد … نه به شدت ۱ ساعت قبل، ولی هنوز میباره … دستش رو دراز میکنه که شیشه رو پاک کنه … + دست نزن … لک میشه! شیشه رو بده پایین، درست میشه :) – باشه :)

ارسال شده در قسمت : دیالوگ, دست نوشته های سینا Tags: , , , , , , , , , , , , , ,

حیرت

چهارشنبه, خرداد ۵, ۱۳۸۹ ۰:۱۶ ۶ دیدگاه
1,153 بازید

+ از خونه اومدم بیرون … یادم افتاد عینک آفتابی رو جا گذاشتم رو میز … از جلو در برگشتم و برداشتمش …

ارسال شده در قسمت : دست نوشته های سینا Tags: , , , , , , , , , , , , ,

گواهینامه

شنبه, اردیبهشت ۴, ۱۳۸۹ ۲۰:۰۴ ۱۷ دیدگاه
1,374 بازید

سال اول دانشگاه، گواهینامه نداشتم … یعنی به دلایلی، نمیشد که داشته باشم … تابستون ۸۴ چند هفته بعد از تولدم رفتم دنبال گواهینامه و دفعه ی دوم هم قبول شدم و گرفتم … اما خب، خانوادم خیلی سخت به من ماشین میدادن … یعنی تو شهر میتونستم برم … ولی مسیر دانشگاه بدجور بود […]

ارسال شده در قسمت : دست نوشته های سینا Tags: , , , , , , , , , , ,

آشتی با طبیعت

جمعه, فروردین ۱۳, ۱۳۸۹ ۱۵:۲۷ بدون دیدگاه
1,014 بازید

واسه کاری بیرون رفته بودم. نیم ساعت پیش که داشتم برمی گشتم، دیدم یه خانواده کنار زیر گذر اتوبان، یه ۱۰۰ متر چمن تو یه سطح نسبتاً شیب دار پیدا کردن، یه زیرانداز انداختن، لم دادن زیر تیغ آقتاب … از یه طرف شیبِ زمین، از یه طرف صدای ماشین از سمت زیرگذر، از یه […]

ارسال شده در قسمت : این روزها ... Tags: , , , , ,