اینجا را پلاس 1 کنید!

 

نویز فکری!

نگارش شده در تاريخ : شنبه, بهمن ۹, ۱۳۸۹ و ساعت : ۲:۲۰
ارسال شده در قسمت : دست نوشته های سینا, سینای شاکی
11,938 بازید ۲ نظر

امشب از اون شب هایی هست که همین طور افکار عجیب غریب میاد به ذهنم و ول نمیکنه … برای مشاهده ی ادامه ی مطلب، کلیک کنید …

ردیف جلو!

نگارش شده در تاريخ : پنج شنبه, بهمن ۷, ۱۳۸۹ و ساعت : ۱۴:۴۶
ارسال شده در قسمت : پراکنده, طنز
768 بازید ۲ نظر

همیشه این قضیه واسم حل نشده بوده که این انتفاضه و سنگ انداختن و اینا خب یه مشکلی داره! اون عقبیا اگه زورشون کافی نباشه (که اغلب هم نیست)، میزنن سر و کله ی اون ردیف جلو رو داغون میکنن که! هممم؟

سی نا در ۳ کلمه!

نگارش شده در تاريخ : پنج شنبه, بهمن ۷, ۱۳۸۹ و ساعت : ۱۰:۵۹
ارسال شده در قسمت : پراکنده
741 بازید بدون نظر

من رو در ۳ کلمه توصیف کنید!

اینجا کلیک کنید و ۳ کلمه در توصیفِ من بنویسید!

اگر خواستید اسمتون و یا هر توضیح دیگه ای بنویسید، Add a note along with your words رو بزنید.

پی نوشت : تا ببینیم چی میشه!

آب شد …

نگارش شده در تاريخ : دوشنبه, بهمن ۴, ۱۳۸۹ و ساعت : ۰:۲۳
ارسال شده در قسمت : فتوبلاگ
811 بازید يك نظر

آب شد …

پی نوشت : یخ روی شیشه ماشین که از تو گرفتم :) روی عکس کلیک کنید تا در اندازه بزرگتر ببینید.

حذف برخی از تحریم های گوگل علیه ایران

نگارش شده در تاريخ : چهارشنبه, دی ۲۹, ۱۳۸۹ و ساعت : ۱۰:۴۰
ارسال شده در قسمت : اینترنت
2,040 بازید يك نظر

گوگل اعلام کرد که تحریم های خود در مورد چند نرم افزار متداول را حذف کرده است. با این حال کماکان تحریم های گوگل علیه IP های دولت ایران ادامه دارد.

گوگل

بدین ترتیب از این پس می توان در ایران نرم افزار های زیر را بدون محدودیت دریافت کرد :

Google Chrome

Google Earth

Picasa

بر روی لینک های فوق کلیک کنید تا وارد صفحه اصلی در سایت گوگل شوید.

ترنم – کوچکترین قربانی سانحه بوئینگ ۷۲۷ ارومیه

نگارش شده در تاريخ : چهارشنبه, دی ۲۲, ۱۳۸۹ و ساعت : ۱۶:۰۰
ارسال شده در قسمت : این روزها ..., دست نوشته های سینا
1,158 بازید يك نظر

ظاهراً اسمش “ترنم پروین پور” ه (+) … این وبلاگیه که مامانش مینوشته (+) …

ترنم - سانحه هواپیمای ارومیه
کوچکترین قربانی سانحه هواپیمای بوئینگ ۷۲۷ ارومیه

از دیروز چهره ی این بچه جلو چشمامه … از دیروز دارم به این فکر میکنم که یه آدم چقدر باید بی شرف و حیوون صفت باشه که مرگ آدما رو ببینه و به جای عذرخواهی و استفاء فقط زر مفت بزنه … دارم به این فکر میکنم که گناه این بچه چی بوده؟ گناه این بچه و ده ها نفر دیگه که قربانی بی عدالتی ها و بی لیاقتی ها شدن چی بوده؟ دارم به این فکر می کنم که خدا کجاست؟ که عده ای به ناحق و بی گناه بمیرن و عده ی دیگه ای ژست تبلیغاتی بگیرن …

یه آشغالی میگه “هنوز از آمارهای جهانی عقب هستیم” … اون یکیشون میگه “مشیت الهی بوده” … یکی اصلاً تو اخبار چیزی نمیگه … یکی به عنوان خبر دهم میگه …

چهره ی این بچه از جلو چشام دور نمیشه … لعنت به شما … لعنت به شمایی که هیچ بویی از شرافت و انسانیت نبردید و ارزون ترین چیز رو جون مردم میدونید و حتی انقدر وجودشو ندارید که مسئولیت بپذیرید … و لعنت به شمایی که انقدر وحشی هستید که تحریم تون شامل هواپیماهای مسافربری میشه …

روزی صدبار این افکارو مرور میکنم … چهره ی این بچه از جلو چشمام دور نمیشه … :((

—————

پی نوشت ۱ : بخونید وبلاگی رو که مامانش می نوشته … به تاریخ نوشته ها دقت کنین …

پی نوشت ۲ : لیستی از سوانح هوایی ای که تو ایران رخ داده، پیدا کردم … اینجا کلیک کنید

بی اختیار

نگارش شده در تاريخ : سه شنبه, دی ۱۴, ۱۳۸۹ و ساعت : ۲۲:۵۵
ارسال شده در قسمت : کوتاه نوشته, دست نوشته های سینا
723 بازید يك نظر

آنچه در این ذهن آشفته می گذرد، شعر ندارد … موسیقی بی کلامیست که دیوانه ای می نوازد و من بی اختیار … می پرستمش …

اعتراف

نگارش شده در تاريخ : دوشنبه, دی ۱۳, ۱۳۸۹ و ساعت : ۱:۰۳
ارسال شده در قسمت : فرمایشات سینا, کوتاه نوشته
755 بازید يك نظر

به خدا، هیچکدامشان آن عشق دوران دبیرستان نمی شود!

پی نوشت : برای ثبت در تاریخ

تنهایم

نگارش شده در تاريخ : یکشنبه, دی ۱۲, ۱۳۸۹ و ساعت : ۲۱:۴۳
ارسال شده در قسمت : کوتاه نوشته, گوش کنید
1,001 بازید يك نظر

چه چیزی از یه شب خوب، آروم، هوای صاف و تمیز، سرد و دلچسب و یه خستگی دوست داشتنی بهتره؟ … چه چیزی از تنهایم با صدای بلند بهتره؟ … با صدای خیلی بلند و یک جاده مستقیم و خلوت …

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

این ریمیکس تنهایم (از بابک رهنما) رو از دست ندید … و یا اینکه از اینجا دانلود کنید

تجارت الکترونیک!

نگارش شده در تاريخ : پنج شنبه, دی ۹, ۱۳۸۹ و ساعت : ۲۳:۲۵
ارسال شده در قسمت : نوستالژی, طنز
959 بازید ۲ نظر

یه زمانی، هر وقت گوشیت زنگ میخورد، یکی از دوستات بود که بعد از ۱۰۰ سال زنگ زده بود و میگفت بیا فلان جا یه ساعت کارت دارم! بعد تو مجبور بودی ۲ ساعت بهش توضیح بدی که به پرزنت شدن و پرزنت کردن و پولدار شدن و سکه ی طلا و روزی ۱۰ میلیون تومن درآمد علاقه ای نداری! موقع پرزنت کردن هم جمله ی اولشون این بود:

شما می دونید تجارت الکترونیک یعنی چی؟!

وقتی هم که میگفتی “آره میدونم” … باز میگفتن “خب پس بذار من توضیح بدم”!!! … کلاً حماقتشون دوست داشتنی بود :دی

توبه کردم که …

نگارش شده در تاريخ : شنبه, دی ۴, ۱۳۸۹ و ساعت : ۱۷:۲۸
ارسال شده در قسمت : دست نوشته های سینا
1,066 بازید ۳ نظر

هممم … اگه مدت هاست اینجا رو میخونین، حتماً یادتون میاد که من هر سال فال حافظی که شب یلدا میگیرم (میگیریم!) میذارم اینجا … اینم مال یلدای ۸۹ …

سال‌ها پیروی مذهب رندان کردم
تا به فتوی خرد حرص به زندان کردم

من به سرمنزل عنقا نه به خود بردم راه
قطع این مرحله با مرغ سلیمان کردم

سایه‌ای بر دل ریشم فکن ای گنج روان
که من این خانه به سودای تو ویران کردم

توبه کردم که نبوسم لب ساقی و کنون
می‌گزم لب که چرا گوش به نادان کردم

در خلاف آمد عادت بطلب کام که من
کسب جمعیت از آن زلف پریشان کردم

نقش مستوری و مستی نه به دست من و توست
آن چه سلطان ازل گفت بکن آن کردم

دارم از لطف ازل جنت فردوس طمع
گر چه دربانی میخانه فراوان کردم

این که پیرانه سرم صحبت یوسف بنواخت
اجر صبریست که در کلبه احزان کردم

صبح خیزی و سلامت طلبی چون حافظ
هر چه کردم همه از دولت قرآن کردم

گر به دیوان غزل صدرنشینم چه عجب
سال‌ها بندگی صاحب دیوان کردم

راست میگه این حافظ … کلاً!

مظلوم ترین!

نگارش شده در تاريخ : پنج شنبه, آذر ۲۵, ۱۳۸۹ و ساعت : ۱۱:۴۳
ارسال شده در قسمت : فرمایشات سینا, کوتاه نوشته
707 بازید يك نظر

خیلی سعی میکنم در این همهمه ها جلوه ای از خدا ببینم، حرفی از خدا بشنوم … اما نه حرفی از اوست، نه حتی اسمی از او … واقعیت اینست که در طول تاریخ، خدا، بی تردید “مظلوم ترین” بوده است!

نگارش شده در تاريخ : شنبه, آذر ۲۰, ۱۳۸۹ و ساعت : ۱:۲۱
ارسال شده در قسمت : این روزها ..., دست نوشته های سینا
631 بازید يك نظر

+ میدونید چیه … من کلاً آدم امیدواری هستم … انقدر که گاهی فکر میکنم اگه دانشمندا زور بزنن ممکنه یه فرجی بشه و ما نمیریم! … بعد همین امیدواری باعث میشه که خیلی از اتفاق ها اونطوری که من فکر می کنم از آب در نیاد … اونوقت میشینم با خودم فکر میکنم که کجای کار اشتباه بوده … بعد میبینم هیچ جای کار اشتباه نیس … و نتیجه میگیرم که این قضیه فقط و فقط وابسته به یک متغیره! که اونم خودمم!

+ حالا این چه ربطی به الان داشت، نمی دونم!

+ به نظر من واسه هر آدمی لازمه که حداقل واسه چند روز هم که شده پیش یه آدم روانی باشه و باهاش معاشرت کنه … یعنی اگه ۴ روز دیگه بخوام کسی رو استخدام کنم، اول ازش میپرسم تا حالا با یه روانی سر و کله زده یا نه ؟ … یه جور تست روانشناسیه … یعنی اگه سالم بیای بیرون، کارت درسته! … اگه چند ماه هم سر و کله زده باشی که دیگه هیچی! … روانی ها رو از ۲ تا اس ام اس اولشون میشناسی … اصلاً نمیخواد دیگه فرم پر کنی … از فردا بیا سر کار!

+ اینم ربطی نداشت!

+ آتیش داری؟

+ یعنی عاشقشم هاااا! تا حالا شش و نیم صبح اونقدر نخندیده بودم … :دی