اینجا را پلاس 1 کنید!

 

آخرین حرف ها …

نگارش شده در تاريخ : سه شنبه, فروردین ۲, ۱۳۹۰ و ساعت : ۲۳:۴۴
1,103 بازید ۳ نظر

بالاخره بعد از مدت ها وقت کردم قسمت هایی رو که از How I Met Your Mother ندیده بودم، دیدم … البته هنوز ۳-۴ قسمت عقبم! این یکی دو قسمت اخیری که دیدم، مربوط به مرگ پدرِ مارشال بود … جزو یکی از قشنگ ترین اپیزودهای سریال بود … موضوعی که به طور برجسته تو این قسمت مطرحه، اینه که مارشال سعی میکنه به یاد بیاره آخرین حرفهایی که پدرش بهش زده بود، چی بوده … بگذریم …

ولی خوبه که فکر کنید … همین الان به این فکر کنید که آخرین حرف هایی که به کسانی که دوستشون دارید (یا داشتید یا خواهید داشت) زدید، چی بوده؟ … و به این فکر کنید که اگر بشنوید که دیگه زنده نیستن، از “آخرین حرف ها” تون راضی هستید؟

از نتایج خلقت!

نگارش شده در تاريخ : یکشنبه, اسفند ۲۹, ۱۳۸۹ و ساعت : ۰:۱۰
ارسال شده در قسمت : سینای شاکی, طنز
872 بازید ۲ نظر

خداوندا! نظرت چیه که بعد از این همه سال و این همه خلقت و این همه پیغمبر و اینا، نتیجه اش این موجوداتی شده که همه در حال جنگ با همدیگن؟ و به جنازه های همدیگه هم رحم نمیکنن … ۴ تا هم آدم حسابی توشون پیدا میشه که زلزله و سونامی و … میفرستی سراغشون! کلاً با ژانر اکشن حال میکنی دیگه، نه؟

سینا و ۸۹

نگارش شده در تاريخ : پنج شنبه, اسفند ۲۶, ۱۳۸۹ و ساعت : ۱:۱۲
ارسال شده در قسمت : این روزها ...
2,302 بازید ۲ نظر

سال پیش درست همین موقع ها بود که یه چیزی نوشتم با عنوان “سینا و ۸۸″ … مطلب نسبتاً طولانی ای بود … بعدها کلاً پاکش کردم … جداً سال ۸۸، سال مزخرفی بود …

سال ۸۹ شروع شد … یه سال کاملاً متفاوت … اگه بگم بهترین سال عمرم، شاید درست باشه … کلی سفر رفتم و جاهایی رو دیدم که خیلی دوست داشتم ببینم … کلی دوست جدید و خوب پیدا کردم که به داشتنشون افتخار می کنم … با آدمایی بودم که از بودن در کنارشون واقعاً لذت می بردم … و به کلی از چیزایی که واسه امسال به عنوان هدف قرار داده بودم، رسیدم …

خیلی چیزا یاد گرفتم … خیلی … خیلی آدمای مختلفی رو دیدم … خیلی سال پر مشغله ای بود … خیلی از شب ها ساعت ۲-۳ خوابیدم … ولی خب می ارزید به همه سختی هاش … انقدر روزای خوبی رو تجربه کردم که تمام اون سختی ها رو جبران کرد :)

سال ۹۰ داره میاد … کلی برنامه دارم واسش … انقدر که دارم یه جا می نویسمش که یادم نره! … مطمئنم سال ۹۰ از ۸۹ هم بهتر خواهد بود … مطمئنم :D

چرا خودروهای ‘هاچ بک’ برف پاک کن عقب دارند؟

نگارش شده در تاريخ : دوشنبه, اسفند ۲۳, ۱۳۸۹ و ساعت : ۱۵:۰۴
ارسال شده در قسمت : مطالب علمی
12,614 بازید ۱۰ نظر

حتماً تا به حال دقت کرده اید که اکثر خودرو های سدان (خودروهایی با شمایلی مانند پژو ۴۰۵ – تصویر بالایی در شکل زیر)، برف پاک کن شیشه عقب ندارند! این در حالیست که تقریباً تمامی خودروهای هاچ بک (خودروهایی با شمایلی مانند پژو ۲۰۶ – تصویر پایینی در شکل زیر) برف پاک کن عقب دارند! … چرا؟!

برای مشاهده ی ادامه ی مطلب، کلیک کنید …

۸٫۹ ریشتر یعنی چقدر؟!

نگارش شده در تاريخ : جمعه, اسفند ۲۰, ۱۳۸۹ و ساعت : ۲۳:۱۹
ارسال شده در قسمت : مطالب علمی
9,922 بازید ۱۶ نظر

امروز زلزله ای به قدرت ۸٫۹ در مقیاس ریشتر در ژاپن اتفاق افتاد. شاید اگر چنین زلزله ای در یکی از مناطق خاورمیانه رخ میداد، کمتر از ۱۰% مردم جان سالم به در می بردند. اما برای ما که از دور نظاره گر چنین زلزله ای هستیم، فارغ از تصاویر دردناک تلویزیونی و مشاهده حجم عظیم ویرانی ها، این سوال پیش می آید که ۸٫۹ ریشتر یعنی چقدر؟

برای مشاهده ی ادامه ی مطلب، کلیک کنید …

حذف تبلیغات در فیسبوک

نگارش شده در تاريخ : پنج شنبه, اسفند ۱۹, ۱۳۸۹ و ساعت : ۲۳:۵۰
ارسال شده در قسمت : اینترنت
5,733 بازید ۱۰ نظر

اگر از کاربران فیسبوک هستید، حتماً میدانید که معمولاً بخش قابل توجهی از صفحات فیسبوک به وسیله تبلیغات پر شده است. تبلیغاتی که اغلب به درد “ما” نمی خورد و اگر وجود نداشته باشد هم مشکل خاصی پیش نمی آید. در اینجا میخواهیم روشی را تشریح کنیم که توسط آن به سادگی می توان این تبلیغات را از صفحات فیسبوک حذف کرد.

 

 

برای مشاهده ی ادامه ی مطلب، کلیک کنید …

معافیت!

نگارش شده در تاريخ : یکشنبه, اسفند ۱۵, ۱۳۸۹ و ساعت : ۰:۴۱
ارسال شده در قسمت : این روزها ..., سینای شاکی, طنز
984 بازید ۱۲ نظر

یه معافیت میخوایم بگیریم، تمام مرده هامون رو آوردن جلو چشممون! به یارو میگم آخه آقا من سه تا همسایه که حاضر باشن روز چهارشنبه یا پنجشنبه (که من خودم وقت دارم!) با من بیان کلانتری رو از کجا گیر بیارم؟ به فرض محال که اومدن … چطور راضی شون کنم که شناسنامه و کارت ملی و سند یا قولنامه خونه شون و کپی هاش رو بردارن بیارن!؟؟ به فرض که همه چی ردیف بود، اومدم دیدم تو گورتو گم کردی مرخصی گرفتی اون روز رو، اونوقت چه خاکی بریزم  سرم!؟ آخه اگه بابای من یه زن دیگه و یه پسر دیگه داشته باشه، کاتالوگ زندگی جدیدش رو واسه همسایه ها میفرسته!!؟ به فرض هم که داشته باشه و همسایه هم بدونه، واسش یه کیلو شیرینی نارگیلی میخری، میاد اونجا زیر حکم جلبِ خودشو هم امضا میکنه!! آخه تو سال ۲۰۱۱ من باید ۴۰ بار مسیر خونه تا کلانتری رو برم واسه یه امضای کوفتی؟! دیگه  کم کم جلو کلانتری واسه خودم صاحب “جا-پارک” شدم! نگهبانای جلو در بهم احترام میذارن. انقدر رفتم و اومدم فکر میکنن من از پرسنل لباس شخصی هستم! اوایل موبایلم رو میگرفتن جلو در، الان تو کلانتری با موبایل صحبت میکنم! آقا جون بچه ات این فرم ما رو امضا کن، دیگه این ریخت ما رو نبینی … یا حدأقل اینقدری که دنبالش دویدم رو از خدمتم کسر کنین، اعزامم کنید، پاشم برم سربازی دیگه … انقدر اومدم و رفتم، میترسم آخرش بهتون وابسته بشم، قضیه احساسی بشه!!!

هیجان!

نگارش شده در تاريخ : دوشنبه, اسفند ۹, ۱۳۸۹ و ساعت : ۱:۳۷
ارسال شده در قسمت : دست نوشته های سینا
9,844 بازید ۴ نظر

خداحافظی کردم و رفتم …

من خیلی از چیزا رو فراموش میکنم، ولی هیچوقت خودمو و لحظاتی که خودم دلم میخواسته که یادم بمونه، فراموش نکردم! …

دستام تو جیبم بود، سرد بود و من بخار نفسم رو خیلی کنترل شده بیرون میدادم و … روبرو رو نگاه میکردم … کسانی که از کنارم رد میشدن … و جالبه بدونید که برای مشاهده ی ادامه ی مطلب، کلیک کنید …

تبدیل کننده آنلاین

نگارش شده در تاريخ : چهارشنبه, اسفند ۴, ۱۳۸۹ و ساعت : ۱۵:۴۱
ارسال شده در قسمت : اینترنت
59,286 بازید ۵ نظر

در بسیاری از مواقع، نیاز پیدا می کنیم که فایل مورد نظرمان را از یک فرمت خاص به فرمت دیگری تبدیل کنیم. مثلاً وقتی یک سخنرانی را با موبایل ضبط کرده اید، معمولاً یک فایل صوتی با فرمت AMR ایجاد می شود. این فرمت به صورت پیش فرض بر روی کامپیوتر قابل اجرا نیست. برای تبدیل این فایل به فرمت MP3 یا WMA یکی از راه های زیر پیشنهاد میشود:

۱ – جستجو کنید و یک نرم افزار مناسب و مطمئن را برای این کار پیدا کنید. دانلود کنید. نصب کنید. احتمالاً کرک کنید (اغلب نرم افزارهای قوی در این زمینه رایگان نیستند). حالا ممکن است نرم افزاری که دانلود کردید، کارتان را راه بیاندازد. (چون ممکن هم هست که به دلایل مختلف پاسخگوی نیاز شما نباشد)

۲- یک تبدیل کننده آنلاین پیدا کنید. فایلتان را ارسال کنید تا آن تبدیل کننده این کار را برای شما انجام دهد.

اگر حوصله جستجو و نصب نرم افزار و احتمالاً کرک کردن و … را ندارید، برای مشاهده ی ادامه ی مطلب، کلیک کنید …

امتحان کن!

نگارش شده در تاريخ : سه شنبه, اسفند ۳, ۱۳۸۹ و ساعت : ۲۳:۲۶
ارسال شده در قسمت : دست نوشته های سینا
918 بازید يك نظر

شاید تنها وقتی بتونیم راجع به زندگی خودمون قضاوت کنیم که از بیرون به اتفاقات و جزئیاتش نگاه کنیم …

و …

شاید تنها وقتی بتونیم راجع به زندگی دیگران قضاوت کنیم که خودمون رو درون شرایطی که توش هستن، فرض کنیم …

هر چند سخته … ولی امتحان کن … هر دو رو …

نگارش شده در تاريخ : چهارشنبه, بهمن ۲۷, ۱۳۸۹ و ساعت : ۲۲:۵۶
ارسال شده در قسمت : این روزها ...
705 بازید ۶ نظر

+ این هفته از آن هفته هایی بود که فارغ از “اتفاقاتی که داره دور و برمون میوفته”، واقعاً عالی بود … عالی! یکی از روزهای خوب دیروز بود … یکی از شب های خوب، دیشب بود … راضیم :)

+ چیزی رو که مدت ها تو فکرش بودم، خریدم! یعنی الان تو این روزا منو ببینید، قیافه ام عین این اسمایلی “دو نقطه دی” یاهو مسنجره! :دی

+ هه! به نظر شما چه حالی میده هر دفعه که میری تو فیس بوکت، ببینی یه نفر دیگه هم تو رو از لیستش پاک کرده؟!!!

+ یه حس بدی وجود داره که میگه اتفاقات ناجوری تو راهه!

حصار نکشید …

نگارش شده در تاريخ : شنبه, بهمن ۱۶, ۱۳۸۹ و ساعت : ۱۹:۵۷
ارسال شده در قسمت : کوتاه نوشته, دست نوشته های سینا
739 بازید ۲ نظر

دور عشق تان حصار نکشید … بگذارید پرسه بزند … بگذارید گم شود … بگذارید زخمی شود … حتی بگذارید که گاهی جایش را به تنفر بدهد … بگذارید بال و پر بگیرد و بالیده شود …

دور عشق تان حصار نکشید … عشق محصور، خودکشی می کند!

رو اعصابه!

نگارش شده در تاريخ : شنبه, بهمن ۹, ۱۳۸۹ و ساعت : ۲۱:۵۹
ارسال شده در قسمت : کوتاه نوشته
725 بازید يك نظر

این رابطه ها که توش دو طرف “عزیزم” های هم رو میشمرن که تو جر و بحث ها فاکتور به هم نشون بدن!