اینجا را پلاس 1 کنید!

 

گوگل ویو (Google Wave)

نگارش شده در تاريخ : شنبه, آذر ۱۴, ۱۳۸۸ و ساعت : ۱۳:۴۱
ارسال شده در قسمت : اینترنت
1,001 بازید ۴۷ نظر

به گفته ی خود گوگل :

گوگل ویو (Google Wave) ابزاری برای ارتباط و همکاری آنلاین است که تعامل همزمان و در لحظه را به صورت یکپارچه و در یک محل ارائه می کند. شما می توانید متن، عکس، ویدئو، نقشه و … را درون ارتباطات خود بگنجانید. یک ویو (Wave) مکالمه ای با حضور چند همراه است. همراهان، کسانی هستند که شما به آن ویو افزوده اید تا در بحث بر روی آن موضوع، شرکت کنند. همراهان، می توانند در هر جا و هر زمانی به ویو شما پاسخ بدهند، آن را ویرایش کنند، به مطالب آن بیافزایند و حتی همراهان دیگری را به آن ویو دعوت کنند و ویو را گسترش دهند. همچنین می توانید با استفاده از امکان بازپخش (Playback)، ویو خود را از لحظه شکل گیری تا انتها مرور کنید و از اتفاقاتی که در آن رخ داده است، با خبر شوید.

Google Wave

امروز بالاخره من هم به گوگل ویو پیوستم. چند دقیقه طول کشید تا کلاچ و دنده اش دستم بیاید! انتظار چیزی شبیه به جامعه های مجازی را داشتم ولی خیلی متفاوت تر است. علاقه ای به آموزش دادن کار با گوگل ویو ندارم. چون خودم هم هر چه قبلش مطالبی راجع به این سرویس خوندم، زیاد فایده ای نداشت. بهترین کار این است که تجربه اش کنید!

اگر شما هم کنجکاوید، برای تان دعوت نامه می فرستم :)

پی نوشت ۱ : اگر از دوستانم  هستید، بگید تا شما رو با اکانت شخصی ام دعوت کنم ;)

پی نوشت ۲ : برای جلوگیری از اسپم شدن، ایمیل تان را در متن کامنت ها وارد نکنید! و فقط در قسمت ایمیل وارد کنید.

پی نوشت ۳ : در حال حاضر، دعوت نامه ای ندارم. با این حال به محض اینکه بتوانم، به کسانی که خواسته اند، ارسال خواهم کرد :)

سریع ترین کامپیوترهای جهان

نگارش شده در تاريخ : دوشنبه, آذر ۹, ۱۳۸۸ و ساعت : ۲۰:۰۹
ارسال شده در قسمت : مطالب علمی
1,661 بازید ۳ نظر

سالی دو بار، لیستی از سریع ترین رایانه های جهان منتشر می شود. این لیست بر مبنای ماکزیمم تعداد محاسبات بر روی اعداد شناور، تهیه می شود. در زیر پنج سریعترین کامپیوتر حال حاضر جهان معرفی می شوند!

برای مشاهده ی ادامه ی مطلب، کلیک کنید …

خالی بندی!

نگارش شده در تاريخ : دوشنبه, آذر ۹, ۱۳۸۸ و ساعت : ۱۸:۳۷
ارسال شده در قسمت : از همه جا, دست نوشته های سینا
1,126 بازید ۲ نظر

الان چند سالی هست که مترو، وسیله ی رفت و آمد روزانه ی من شده … دیگه یه جورایی به همه چی اش عادت کردم … و به جرئت می تونم بگم هیچ چیز تازه ای برای من نداره … اما همیشه رفتار و حرف های مردم واسم جالبه … مخصوصاً وقتی انقدر بلند حرف میزنن که همه میشنون … اما یه چیزی واسم واقعاً عجیب و سوال بر انگیز بوده … اینکه علاقه ی غیر قابل وصف عده ی نسبتاً زیادی برای خالی بندی و عده ی بیشتری برای شنیدن حرف های یه آدم خالی بند، چه دلیلی میتونه داشته باشه ؟!

بذارید مثال بزنم … به فعل ها و ضمیر ها دقت کنید! … شایان ذکر هست که تمامی این مکالمه بدون دلیل و از طرف خود فرد شروع شده!

جوانی با سن و سال حدود ۲۷-۲۸ ، با ظاهر نامرتب و نه چندان تمیز، به همراه یکی از دوستاش که تقریباً شبیه خودشه …به یکی دیگه که کنارش وایستاده، میگه :

آقا ما چند وقت پیش یکی از بچه ها رو فرستادیم سوئد. اینجا بیکار بود. پول مول! هم نداشت … رفته اونجا یه کار بهش دادن، ماهی ۶، ۷ میلیون در میاره … میدونی آقا … اصلاً سوئد اینجوریه … ازت میپرسن چیکار بلدی ؟ … تو مثلاً بگو من راننده ی تریلی هستم … بهت میگن، بیا این تریلی، برو کار کن، حالشو ببر! … کار گیرت نیومده، اشکال نداره که … حقوق بیکاری انقدر بالاست که بتونی یه خونه ی خوب اجاره کنی، زن و بچه ات رو ببری توش، خرج خورد و خوراک و رخت و لباسشون هم بدی، یه چیزی هم پس انداز کنی و چندوقت بعد هم بتونی ماشین بخری و مثل بقیه زندگی کنی … !

اینجا بود که من دیگه کنترلمو از دست دادم و زدم زیر خنده :D !!! جالب اینجا بود که طرف با دقت هم داشت گوش می کرد … و سرشو به نشانه ی تأیید تکون میداد …! نمیدونم واقعاً چرا باید آدم بتونه به خودش اجازه بده، به دیگران دروغ بگه … اونم از نوع خالی بندیش … موارد زیادی رو تو این چند سال دیدم … نمی دونم این یه فرهنگ بین المللی هست و همه جای دنیا عمومیت داره و یا یه دستاورد ملی دیگه … اما هر چی که هست، اصلاً خوشایند نیست …

افزونه ای شگفت انگیز برای فایرفاکس

نگارش شده در تاريخ : یکشنبه, آبان ۲۴, ۱۳۸۸ و ساعت : ۰:۰۶
ارسال شده در قسمت : اینترنت
1,598 بازید ۳ نظر

آیا روزانه وقت زیادی را صرف باز کردن صفحات تکراری اینترنت می کنید ؟!

اگر از مرورگر فایرفاکس استفاده می کنید، افزونه ی جالبی برای این کار وجود دارد …

00006

برای مشاهده ی ادامه ی مطلب، کلیک کنید …

توییتر باز هم آزاد شد!

نگارش شده در تاريخ : چهارشنبه, آبان ۲۰, ۱۳۸۸ و ساعت : ۱۳:۱۸
ارسال شده در قسمت : کوتاه نوشته, اینترنت
1,176 بازید ۷ نظر

توییتر از فــــــیـــلترینگ خارج شد … ! این می تواند امیدوار کننده باشد که این اتفاق به زودی برای فیس بوک هم رخ بدهد و می تواند تنها باز شدن یک سوپاپ اطمینان باشد، همین!

خب، حالا بدون دردسر می توانید صفحه ی توییت های من رو ببینید ;) … سی نا.نت در توییتر

پی نوشت : خدا می داند که دوباره چه زمانی توییتر را در حبس می کنند!

با روبات، رانندگی با احساس را تجربه کنید!

نگارش شده در تاريخ : دوشنبه, آبان ۱۱, ۱۳۸۸ و ساعت : ۱۶:۳۶
ارسال شده در قسمت : مطالب علمی
1,351 بازید ۲ نظر

تا کنون به این فکر کرده اید که چیزی شبیه به وال ای (WALL-E) چطور می تواند به رانندگی شما کمک کند ؟!

Wall-E

ممکن است تصور کنید که اگر سر یک روبات بر روی داشبورد خودروی شما باشد، قطعاً باعث حواس پرتی می شود. ولی کمپانی خودرو سازی آئودی و انستیتو تکنولوژی ماساچوست (MIT) معتقدند که این کار بهتر از راه بر ماهواره ای (Sat Navigator) بوده و انحراف از مسیر در آن کمتر خواهد بود. چرا که این سر روباتیک به حالت ها و عادت های شما حساس خواهد بود. AIDA نام سر روباتیک جدیدی است که بر روی یک گردن ۵-مفصلی قرار گرفته است.

برای مشاهده ی ادامه ی مطلب، کلیک کنید …

۲×۷ میان بر برای ویندوز ۷

نگارش شده در تاريخ : چهارشنبه, مهر ۲۹, ۱۳۸۸ و ساعت : ۱۴:۴۹
ارسال شده در قسمت : ویندوز
1,491 بازید ۱۲ نظر

اکثر کاربران معمولی کامپیوتر، در استفاده از کلید های میان بر (Shortcut) مهارت ندارند. حال آنکه کاربرانی که کامپیوتر یکی از ابزارهای کار آنهاست، بدون کلید های میان بر، کار کردن با کامپیوتر برایشان بسیار دشوار می شود. سیستم های عامل مختلف میان برهای مختلفی دارند. اما در اغلب سیستم ها بسیاری از تعاریف مشابه است.

ویندوز ۷، سیستم عامل جدید مایکروسافت، با هیاهوی بسیار در حال ورود به دنیای رایانه است. صرفنظر از تمام امکانات و توانمندی های این سیستم عامل، میان برهای جدیدی در آن تعریف شده است که کار با آن را بسیار جذاب و راحت تر می کند. در اینجا تعدادی از این میان برها را معرفی می کنم.

مایکروسافت ویندوز 7

برای مشاهده ی ادامه ی مطلب، کلیک کنید …

دزدها را معرفی می کنیم!

نگارش شده در تاريخ : دوشنبه, مهر ۲۷, ۱۳۸۸ و ساعت : ۱۹:۵۷
ارسال شده در قسمت : اینترنت, از همه جا
2,994 بازید ۱۲ نظر

آیا تا کنون اتفاق افتاده است که چندین ساعت برای نوشتن مطلبی وقت بگذارید و پس از چند روز آن را در سایتی مشاهده کنید که بدون ذکر منبع و  با ایجاد تغییرات فریبنده آن را استفاده کرده است ؟!

یقین دارم که تجربه اش را دارید …

من در اینجا، از همه ی دوستان عزیز که برای مطالب خود وقت می گذارند و میانه ی خوبی با دزدی ندارند و آن را رفتاری ضداخلاقی می دانند، تقاضا می کنم که در معرفی سارقین به بازدیدکننده های وبلاگ ها و وب سایت های فارسی کمک کنید.

کامنت های این پست، محلی است برای اینکه دزد را معرفی کنید!

وقتی شما بدون هیچ انگیزه ی مادی و صرفاً از روی علاقه وبلاگ می نویسید، برخورد اینگونه، عذاب آور تر می شود.

من این روند را آغاز می کنم و امیدوارم از این حرکت حمایت کنید:) شما به عنوان یک وبلاگنویس با اخلاق، می توانید در هوشیار کردن بازدیدکننده های وبلاگتان و آشنایی آنها با سایت هایی که صرفاً با سرقت اطلاعات شما یا دیگران، محلی برای کسب درآمد خود ایجاد می کنند، نقش مهمی را ایفا کنید.

در انتها، پس از افزایش کامنت های مربوطه، می کوشم تا بستر مناسبی برای اطلاع رسانی سریع درباره ی وبلاگ ها و سایت هایی که “اخلاق وبلاگنویسی” را رعایت نمی کنند، مهیا کنم.

پیشنهاد میشود از فرمت زیر استفاده کنید :

دزد :  www.par30media.com

محتوا و مدیریت این سایت تغییر کرده است.

مطلبی که دزدی شده : لاست : ۱۰۳ شب، ۱۰۳ اپیزود ، دانلود لاست از سی نا.نت

لینک مطلب در سایت دزد : اینجا – به صورت تلفیقی از دو نوشته ی بالا

دزدی !

و نمونه ای دیگر :

محتوای سرقت شده : سریع ترین کامپیوتر های جهان

لینک مطلب در سایت سارق! : اخبار محاسبات سریع در جهان

نکته قابل توجه : با توجه به اینکه من از Hotlink Protection استفاده کردم و تصاویر مطلب تغییر پیدا کرده اند، پافشاری سارق در انتشار مطلب، شگفت انگیز است!

پی نوشت : حمایت کنید، تا فرهنگ سازی کنیم :) گاهی تنها راهی که باقی می ماند، همین است!

ویندوز ۷، امن تر از بقیه!

نگارش شده در تاريخ : شنبه, مهر ۲۵, ۱۳۸۸ و ساعت : ۲۰:۰۷
ارسال شده در قسمت : ویندوز
996 بازید ۴ نظر

مایکروسافت داده های مربوط به استفاده ی یک هفته ایِ مردم از نرم افزار امنیتی Microsoft Security Essentials را منتشر کرد. نتایج واضح و البته امیدوار کننده است. ویندوز XP که در حال حاضر بیشترین کاربر ویندوز را به خود اختصاص داده، از ویندوز Vista، آسیب پذیر تر است. این در حالی است که ویندوز ۷ (Seven) از امنیت بالاتری نسبت به ویندوز ویستا برخوردار است و همین نتایج نشان داد که به دلیل نامشخصی، کشور بزریل به عنوان منبع اصلی کرم ها (Worms) شناخته شده است.

در صد آلودگی سیستم ها (داده ها نرمال شده اند) :

ویندوز 7

در هفته ی نخست انتشار این نرم افزار امنیتی، ۱٫۵ میلیون بار دریافت شده است و حدود ۴ میلیون مشکل امنیتی را بر روی ۵۳۵۷۵۲ کامپیوتر تشخیص داده است.

مایکروسافت می گوید : این یک قاعده ی کلی است. سیستم عامل ها و سرویس پک (Service Pack) های جدیدتر، کمتر به بدافزارها (Malwares) آلوده می شوند.

تحلیل بر روی کشور های مختلف نشان می دهد که در آمریکا، تروجان ها معمول ترینِ بدافزارها هستند. در حالی که در برزیل، کرم ها بخش زیادی از بدافزار ها را شامل می شوند.

منبع : www.pcworld.com

هشدار : مشکلات امنیتیِ ویندوز XP به مراتب بیشتر از ویندوز ویستا و ویندوز ۷ است. می دانم دوری اش برایتان سخت است. ولی باور کنید این ویندوز XP عزیز و دوست داشتنی، خیلی فسیل شده است!

—————–

پی نوشت ۱ : تقریباً یک هفته است که ویندوز ویستای اصل (Original) را از روی دستگاهم پاک کرده ام و از ویندوز ۷ (که به زحمت Genuine شده!) استفاده می کنم. اگر از من بپرسید که ویندوز ۷ نصب کنم یا نه؟ پاسختان یک جمله ی کوتاه است : “درنگ نکنید!”. مایکروسافت موفق شد بلایی که با ویندوز ویستا سرمان آورده بود، از دلمان در بیاورد. کمی از مشخصات ویندوز ۷ برایتان می گویم و امیدوارم که شما هم به زودی تجربه اش کنید. سریع است، با درایور(Driver) ها اذیت نمی شوید، واسط کاربری بسیار جذابی دارد، خیلی از چیزها سر جایی که باید باشند رفته اند (و شما مرتب به خودتون میگید : یعنی اینا تا حالا عقلشون نرسیده بود اینو اینجا بذارن؟!)، ظاهراً امنیت بالایی دارد، رم (RAM) و حافظه ی مجازی(Virtual Memory) کمتری اشغال می کند و به طور چشمگیری مصرف باطری در لپتاپ را کاهش می دهد(در این مورد نیاز به تأیید بقیه دارم … چون هنوز مطمئن نیستم عمومیت داشته باشه).

پی نوشت ۲ : اگر ویندوز ۷ را تجربه کردید (یا خواهید کرد)، بگویید که بر شما چگونه گذشته است :دی

پی نوشت ۳ : در مورد ویندوز غیرقانونی من رو سرزنش نکنید! … این به اون ویستای به درد نخور که قانونی بود، در!

تغییر

نگارش شده در تاريخ : پنج شنبه, مهر ۲۳, ۱۳۸۸ و ساعت : ۱۹:۰۷
ارسال شده در قسمت : کوتاه نوشته
933 بازید ۳ نظر

بعضی وقتا دلت یه تغییر اساسی میخواد … یه تغییری که شاید زمان بندی ها و برنامه های زندگیتو به اون چیزی که دوست داری نزدیک تر کنه … ولی حیف که “تغییر” همیشه ممکن نیست … و گاهی آرزوییست دست نیافتنی!

پی نوشت : مدت هاست که دست روی هر تغییری میذارم، مطمئنم که شدنی نیست …

لاست : ۱۰۳ شب، ۱۰۳ اپیزود

نگارش شده در تاريخ : جمعه, مهر ۱۷, ۱۳۸۸ و ساعت : ۱۹:۱۵
ارسال شده در قسمت : فیلم و سریال
2,765 بازید ۷ نظر

لاست، نامی نیست که نیاز به توصیف و تفسیر داشته باشد … آنقدر شنیده ایم و خوانده ایم و دیده ایم که دیگر نیازی به معرفی آن نیست :) اما اگر هنوز نمی دانید لاست (LOST) چیست، به طور خلاصه بگویم که :

لاست، یک سریال آمریکایی است که از شبکه ی ABC پخش شده است (و خواهد شد!) و اگر فکر دیدن یک سریال جذاب، هیجان انگیز و معما گونه به سرتان زده است، درنگ نکنید!

برای آشنایی بیشتر با این سریال، بهتر است یک سر به این لینک ها بزنید : اینجا ، اینجا . منابع بسیار زیادی وجود دارد که چون در اکثرشان داستان را شرح داده اند یا بررسی کرده اند، لینکشان را قرار ندادم که اگر به گوشتان نخورده است، هیجان داستان به هم نخورد!

اگر لاست را ندیده اید، از این جا به بعد را نخوانید! و مستقیماً به “پی نوشت ۲” بروید.

اما ای کسانی که لاست را تا آخرین قسمت پخش شده، دیده اید! من می خواهم چیزهایی را به یادتان بیاورم که شما را مصمم می کند، لاست را دوباره ببینید. محور سریال لاست، جزئیات و رخداد هایی است که تکه های یک پازل بسیار بزرگ را کنار هم قرار می دهند. بدون شک تمام لذت این سریال ناشی از داستان سرایی بی نظیر و ارتباط مهیج مکان ها، زمان ها!، شخصیت ها و اتفاقات داستان است. ممکن است بپرسید، آیا بدون دانستن این جزئیات نمی شود فصل ۶ را شروع کرد ؟ پاسخ روشن است ! “الیته که می توان بدون این جزئیات فصل ۶ را دید و لذت برد”. اما اکثر ما، لاست را به صورت پی در پی و شاید معتادانه(!) تماشا کرده ایم. گاهی چندین اپیزود را بدون وقفه دیده ایم. حتماً تجربه اش را دارید. وقتی پی در پی می بینید، فهم جزئیات داستان به طور قابل توجهی بهتر می شود. حاضرم قسم بخورم، کسانی که فصل ۵ را با وقفه ی طولانی نسبت به فصل ۴ دیده اند، آنقدری که من از دیدن پی در پی اپیزود های فصل ۴ و ۵ لذت برده ام، کیفور نشده اند! اصولاً هویت لاست همین است. پس از چند فصل ببیندگانش کاهش چشمگیری پیدا کرد، چون خیلی از جزئیات و وقایع در حافظه ی آنان نمی ماند.

اگر بخواهیم خلاصه کنیم، لاست را باید دوباره دید، چون لاست از رم (RAM) حافظه ی شما حذف شده است و تنها برخی از نکات برجسته بر روی هارد(HDD) حافظه تان باقی مانده است. قبل از اینکه مخالفت کنید، قسمت هایی از داستان را توصیف می کنم، خودتان را با آنها بیازمایید! :

–           جان لاک، بون را به درخت می بندد … و بون در رویایش مرگ شانون را می بیند ! … و این رویا انقدر واقعی است که بون به شدت تحت تأثیر قرار می گیرد … جان لاک بعد از به درخت بستن بون، پمادی دست ساز بر روی زخمی که در سر بون ایجاد شده، می مالد … که می تواند دلیل این توهم در بون باشد …

–          هارلی(هوگو) در جزیره با دختری (به نام لیبی) که بعدها می بیند، دوست می شود … در پایان یک اپیزود، صحنه ای را می بینید که هارلی دستانش را باز کرده و عکس دو نفره ای می گیرد (در حالی که کسی در کنارش نیست!) … هارلی و آن دختر، هر دو در بیمارستان روانی تحت مراقبت بوده اند … و آن مرد سیاهپوست لاغر آنجا نیز حضور دارد …

–          آنا لوسیا برای پدر جک به عنوان محافظ شخصی کار می کرد … در روزی که از کارش استفاء می دهد، جلوی یک بار(Bar) پارک کرده است … این Bar دقیقاً همانجایی است که ساویر و پدر جک در اپیزود های اولِ فصل اول، یکدیگر را می بینند … اصولاً پدر جک، همین لحظه وارد بار می شود و ساویر را می بیند …

–          اتان (Ethan)، یک بار چارلی را از دار می آویزد …

–          کسی که دزموند را در ایستگاه حبس کرده بود، به او گفته بود که هوای جزیره سمی است و اگر تنفس کند، بی درنگ خواهد مرد …

–          سان (همان خانم کره ای!)، با پدرش بر سر سهام شرکت، دچار مشکل است … و در جایی، با چارلز ویدمور برای همین موضوع ملاقات می کند …

–          دانیل فارادی به مشکلات ناشی از “زمان” در جزیره پی میبرد و کسی که برای بار دوم، افراد را به جزیره برمی گرداند، مادر دانیل است …

انقدر از این جزئیات وجود دارد که می توان برای آن یک وبلاگ اختصاصی ایجاد کرد!

لاست سریالی است که از بسیاری از جهات، بی نظیر است. به جرئت می توانم بگویم که تا کنون هیچ فیلم یا سریالی اینچنین من را جذب خود نکرده است. باید تمام جزئیاتش را در حافظه تان داشته باشید تا بتوانید از دیدن فصل ۶ آن، بیشترین لذت را ببرید.

۱۰۳ اپیزود پخش شده است و الان که این نوشته را می نویسم، ۱۰۳ روز تا اولین اپیزود فصل ۶ باقی مانده است … ارزش دوباره دیدن را دارد. هر شب، یک اپیزود !

پی نوشت ۱ : به قول یکی از دوستام، هر چه باهوش تر باشی، بیشتر از لاست لذت می بری.(البته اون دوستم، واقعاً آدم باهوشیه). کما اینکه یک بیننده با سطح فکری و هوشی کاملاً متوسط نیز، وقتی این سریال رو میبینه، اون رو جذاب تر از خیلی از سریال های دیگه می دونه!

پی نوشت ۲ : صفحه ای برای دانلود تمام اپیزود های لاست(LOST) ایجاد کرده ام. امیدوارم کسانی که هنوز این سریال را ندیده اند، وقت را از دست ندهند :) شما این شانس را دارید که مثل یک مجموعه ی شبانه، لاست را تماشا کنید.

پی نوشت ۳ : این شمارشگر هم برای اینکه بدانیم چقدر مانده تا دوباره برویم فضا :D

تبدیل کامنت پینگلیش به فارسی برای وردپرس : خداحافظ پینگلیش !

نگارش شده در تاريخ : پنج شنبه, مهر ۱۶, ۱۳۸۸ و ساعت : ۱۸:۵۶
ارسال شده در قسمت : وردپرس, اینترنت
3,241 بازید ۲۳ نظر

مشکل بسیاری از وبلاگنویس های ایرانی، دیدگاه های پینگلیش (فینگلیش : mesle in) است که بازدیدکنندگان برای نوشته های آنها ارسال می کنند. این کامنت ها علاوه بر اینکه بر اساس ساختار “راست به چپ” وبلاگ فارسی، بدشکل دیده می شوند، سخت خوانده می شوند و اغلب ظاهر قسمت نظرات وبلاگ را ناخوشایند می کنند. چند سایت ( + و + ) وجود دارند که عمل نویسه گردانی (Transliteration) – پینگلیش به فارسی – را انجام می دهند. اما آیا می توان بازدیدکننده ی وبلاگ را مجبور به استفاده از آن سایت ها کرد؟! پاسخ این سوال بدون تعلل، منفی است! بازدیدکننده ی ایرانی، سایت شما را هم به سختی باز کرده است. پس هر کمکی هست، باید همین جا صورت گیرد. اما چاره ی این مشکل در وبلاگ های فارسی چیست ؟!

برای مشاهده ی ادامه ی مطلب، کلیک کنید …

درباره الی

نگارش شده در تاريخ : چهارشنبه, مهر ۱۵, ۱۳۸۸ و ساعت : ۱۹:۴۷
ارسال شده در قسمت : فیلم و سریال
2,175 بازید ۳ نظر

“درباره الی” تنها فیلم ایرانی است که در یک سال اخیر دیده ام و بیرون از سینما فکرم را مشغول کرد! این فیلم روایتی است از سفری که با شادیِ بینهایت آغاز می شود و با اندوهِ بینهایت پایان می گیرد. روایت “اعتماد” و “خیانت” است. روایت خانه ای است که سرنوشت، این مسافران را به آنجا می کشاند و در مجاورت آب، امواج دریا حقیقت و باطن را نمایان می سازد. می توان گفت محور اصلی فیلم “دروغ” است. دروغی که “رواج” یافته است. این فیلم، حادثه ایست که زائیده ی تربیت ایرانی است. شما سکانسی را می بینید که دروغ گفتن به یک کودک “آموزش” داده می شود و چند دقیقه بعد، نتیجه اش را می بینید. کودک، دروغی که یاد گرفته، چنان ماهرانه تفسیر می کند که لحظه ای بی اختیار می خندید. فیلم با صحنه ای آغاز می شود که چند جوان، در تاریکی تونل های جاده، فریاد شادی سر می دهند و “دیده نشدن” را مجالی برای “آزادی” می یابند. این نقطه ی شروع است. همه چیز از اینجا آغاز می شود. آزادی، وقتی هویتی پنهانی پیدا کند، “دروغ” متولد می شود و ترس از هویدا شدن حقیقت، همه گیر می شود. اعتماد، علاقه و همه ی پیوندهای انسانی با آشکار شدن حقیقت، رنگ می بازند. خشونت و بی اعتمادی مسری می شود و حوادث تلخ، پی در پی رخ می دهند و فیلم به پایان خود نزدیک می شود. دریا، اتومبیل را رها نمی کند. گویی چنان که باید، مجازات نشده اند و سرانجام نوبت دردناک ترین سکانس فیلم می رسد. عاشقِ نگون بخت، جسدِ غرق شده ی “الی” را می بیند و غرق در اندوه، او را “رها” می کند … شاید هیچکس درباره الی چیزی نمی دانست …

درباره الی

پی نوشت ۱ : در این آخرین روز های اکران فیلم، موفق به دیدنش شدم …

پی نوشت ۲ : “اخراجی ها ۲” را به یاد می آورم … دلقک بازیِ تجاری … “درباره الی” من را به سینمای ایران امیدوار کرد …