اینجا را پلاس 1 کنید!

 

بایگانی برای ‘دیالوگ’

اپیزود آخر

شنبه, آذر ۵, ۱۳۹۰ ۱۷:۳۶ ۲ دیدگاه
1,143 بازید

شیشه جلو بخار کرده … به ندرت شهریور ماه اینطور سرد میشه و اینطور بارون میاد … نه به شدت ۱ ساعت قبل، ولی هنوز میباره … دستش رو دراز میکنه که شیشه رو پاک کنه … + دست نزن … لک میشه! شیشه رو بده پایین، درست میشه :) – باشه :)

ارسال شده در قسمت : دیالوگ, دست نوشته های سینا Tags: , , , , , , , , , , , , , ,

تا دیر نشده …

شنبه, آبان ۱۵, ۱۳۸۹ ۱:۱۰ ۲ دیدگاه
855 بازید

+ داداشتون جلو بازو و پشت بازو هم کار میکنن؟ – آره … خیلی … همش تو خونه دمبل دستشه! + پِرسِ پا هم میزنن ؟ – نمی دونم که … ولی میگفت دورو بر ۲۰۰ و خورده ای رو میزنه … + سرشونه چی؟ – آره دیگه حتماً … بدون سرشونه که نمیشه … […]

ارسال شده در قسمت : دیالوگ, طنز Tags: , ,

درون من!

شنبه, شهریور ۲۷, ۱۳۸۹ ۱:۱۳ بدون دیدگاه
845 بازید

– با این طرف خوب صحبت کردی؟ باهات حال کرد؟ حرفه ای برخورد کردی؟ پروژه رو میگیری؟ + پویا، تو هیچوقت منو از منظر علمی نشناختی! همیشه نگاهت به من سگ-چرخانه* بوده. هیچوقت درون منو نشناختی … هیچوقت اون گوهر بی بدیل علم و معرفت رو تو وجود من ندیدی … همش قسمت فانِ** منو […]

ارسال شده در قسمت : دیالوگ, طنز Tags: , , , ,

سورپرایز

دوشنبه, شهریور ۲۲, ۱۳۸۹ ۱۵:۰۱ ۴ دیدگاه
898 بازید

+ تو هم مگه بلدی گریه کنی؟ – مگه من آدم نیستم؟ + نه، تو یه حیوون عوضی هستی … پی نوشت ۱ : برای ایجاد تنوع در ادبیات اینجا! پی نوشت ۲ : از سایر مخلوقات خدا که در اینجا به آنها توهین شد، عذرخواهی می کنم!

ارسال شده در قسمت : دیالوگ Tags: ,