اینجا را پلاس 1 کنید!

 

اپیزود آخر

شنبه, آذر ۵, ۱۳۹۰ ۱۷:۳۶
ارسال شده در قسمت : دیالوگ, دست نوشته های سینا
1,301 بازید ۲ نظر

شیشه جلو بخار کرده … به ندرت شهریور ماه اینطور سرد میشه و اینطور بارون میاد … نه به شدت ۱ ساعت قبل، ولی هنوز میباره … دستش رو دراز میکنه که شیشه رو پاک کنه …

+ دست نزن … لک میشه! شیشه رو بده پایین، درست میشه :)

– باشه :)

سکوت مطلق … چندین ساله که روز و شب حرف میزنن … دیگه حرفی نمونده … جز نگاه های پر از وحشت، دیگه چیزی نیست … نور چراغ پارک روی صورتش افتاده … صدای موبایل سکوت رو بهم میزنه …

+ باشه. دارم میام. بهشون بگید به خاطر بارونه، تو ترافیک مونده. الان میرسه… باشه دنبال اونم میرم.

– برو دیگه. اونا هم حق دارن.

————————————————————-

– وضعیت نظام وظیفه، کارت ملی، شناسنامه با کپی هاش، ۳ قطعه عکس، یکی رو پشت نویسی کن …

+ صدام میکنید؟

– بله. بیرون تشریف داشته باشید.

صندلی ها خالیه … نزدیک ظهر … هیچکس نیست …

× پسرم اطلاعات فرم منو چک میکنی؟ من سوادم کمه. (با لهجه شمالی)

لبخند تلخی میزنه … یه لحظه میخواد بگه، “کاری از دست من ساخته نیست”، نمیتونه حرف بزنه …

+ بله حتماً.

————————————————————-

– نمیتونم برم. به خدا نمیتونم.

+ (خیره به بیرون)

– هیچی نمیگی؟

+ نمیتونم.

صدای موبایل … صداش رو قطع میکنه …

+ بازم خونه. گفتم میام. مهمونا ول کن نیستن، نشستن منتظر من، نمیرن!

– بازم میبینمت؟

+ (بغض گلوشو گرفته …)

– جواب نمیدی؟

+ (به سختی) آره، چرا نبینی آخه؟ جبهه که نمیرم …

این بار مثل قبل خنده اش نمیگیره …

– سرنوشت؟

+ بازم اون بحث؟ الان؟ :(

– سرنوشت!

————————————————————-

* چه ساعتیه؟

+ ۴٫۵ صبح …

* ما قبل ۲٫۵ اونجاییم.

+ ممنون از لطف تون. اما خواهش میکنم. قبلاً هم گفتم. هم زحمتتون میشه و هم اینکه دوست دارم تنها باشیم.

* بابا لوس نشو. داری میری حال و حول دیگه!

+ هِه! آره!

* مامان و بابا چطورن؟ با قضیه کنار اومدن؟

+ آره تقریباً.

* چرا تقریباً؟

+ نمیدونم. آخه یه جوری شدن. ساکت و کم حرف.

————————————————————-

–  برو دیگه. منتظرتن. سخت ترش نکن. خداحافظ.

+ میدونی که من بدم میاد …

– باشه. ببخشید :( کاش میشد شب منم بیام.

————————————————————-

حکیم غرب، ترافیک

× کاش من خودم زودتر میرفتم خونه تون. گند بزنن این ترافیکو. ۴ ساعت بارون باریده، همه جا رو آب برداشته. خوش به حالت خلاص میشی به خدا.

+ از چی؟

× از ترافیک. از دود. از سمندهای آبی و ون های سبز. از همه چی. خودتو لوس نکن. الان میلیونها نفر دوست دارن جای تو باشن.

+ نمیدونم.

× از بس که خری. امیدوارم اونجا حداقل آدم شی.

+ حوصله ندارم، مزه نریز.

× منو ببین. دارم مثل سگ کار میکنم، یه اتاق ۱۰ متری نمیتونم تو این آشغالدونی بخرم. تو آینده ت روشنه. به هرچی بخوای میرسی.

+ نمیدونم.

× تو دیوونه ای بابا.

+ آره خب.

× یهو خر بازی در نیاری امشب؟ شده با لباس مبدل میام تا توی هواپیما اسکورتت میکنم که دست از پا خطا نکنی.

+ خر بازی؟ امشب؟ باحال میشه ها!

× تو هنوز دودلی؟

+ هنوز نمیدونم چیزایی که قراره به دست بیارم با ارزشترن، یا چیزایی که قراره از دست بدم.

صدای زنگ موبایل …

+ نه مادر من. هیچ اتفاقی نیوفتاده. بارونه دیگه. شلوغه. داریم میایم. نگران نباشید.

از خروجی … از اتوبان خارج میشه. چند دقیقه ای هست که دیگه بحث نمیکنن …

– … نقره ای، بزن کنار

ویبره sms رو حس میکنه … “کاش میشد امشب منم بیام :(“

+ این ماشین پشتی با ماست؟ من که رو اسپیکر گذاشته بودم … موبایل دستم نبود!

× بله! با ماست. سبزه پسرم. هنوز جایی نرفته کوررنگی گرفتی؟

مشترک سی نا.نت شوید تا نوشته های اینجا را در ایمیل تان بخوانید ...
به وسیله‌ی ایمیل:
 
ایمیل شما نزد ما محفوظ و اشتراک تان هر لحظه با یک کلیک قابل انصراف است.

یا به وسیله‌ی فـیـد (خوراک)

۲ ديدگاه براي “اپیزود آخر”

  1. متین گفته است :

    آذر ۶ام, ۱۳۹۰ در ۷:۵۱ ب.ظ

    MSIE 9.0 Windows 7

    اگه اشتباه نکنم این حس شخصیه که قراره از کشور بزنه بیرون، به قولی قراره جایی دیگه ای جز وطن ادامه بده …

    خیلی با این حس آشنام، اولش آدم فقط بدی های شرایط فعلی رو در مقابل خوبی های (احتمالی) شرایط آینده قرار میده، اما خُب این واقعیت نیست
    . به قول رفیقم الان همه خارج نشین ها وقتی یه چیزی میگن و یه دلتنگی‌ای ابراز می کنن همه میگن “اینا حرفه و …” . اما خُب کسی از دل اون بابا خبر نداره
    .

    [پاسخ]

  2. ارژنگ گفته است :

    آذر ۹ام, ۱۳۹۰ در ۴:۲۹ ب.ظ

    Firefox 8.0 Windows 7

    باید تا آخر می‌خوندم، که بتونم برگردم از اول بخونم …
    بازم از اول …
    باز هم .. .
    حلقه تکراری، و فکر کنم بی پایانِ فکر کردن . . .
    لعنت به تو … :(

    [پاسخ]

- لطفاً فارسی بنویسید. نظراتی که پینگلیش باشند، تأیید نمی شوند.

- اگر نمی توانید فارسی تایپ کنید، کافیست در بالای کادر متن، گزینه تبدیل خودکار را فعال کنید و پینگلیش بنویسید. نوشته ی شما پس از نوشتن هر کلمه به صورت خودکار به فارسی تبدیل می شود.

- نظر شما پس از بررسی، منتشر خواهد شد. در صورتی که تمایل دارید نظرتان به صورت خصوصی باقی مانده و منتشر نشود، لطفاً ذکر کنید.

- در صورتی که دیدگاه شما در مورد این نوشته نیست از صفحه ارتباط با من استفاده کنید.

پاسخ به نوشته

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.

لطفاً به سوال امنیتی زیر پاسخ دهید: *