اینجا را پلاس 1 کنید!

 

سرب

شنبه, جولای 10, 2010 1:48
ارسال شده در قسمت : دست نوشته های سینا

امشب چندتا آهنگ خوندم … بعد از مدت ها و برای کسانی که برام مهم هستن … و خیلی سخته … به خدا خیلی سخته … نمیدونید چه حسی داره … مطمئنم هیچکس نمیتونه چنین چیزی رو درک کنه … یعنی چند درصد مردم دنیا ممکنه چنین چیزی رو تجربه کنن؟ … واسه همین از گفتنش منصرف میشم … “غریبانه” رو دوست دارم … غریبانه رو خیلی دوست دارم … اینکه “هر چی آرزوی خوبه، مالِ تو” … و اینکه “هرچی که خاطره داری مالِ من” …

کاش جایی وجود داشت که میشد نوشت … کاش جایی وجود داشت که اسمش سی نا.نت نبود … و هیچکس نمیدونست اینا رو سینا داره می نویسه … کاش جایی وجود داشت که وقتی مینوشتم توش، نگران این نبودم که همکارم، همکلاسیم، شاگردم، حتی استادم، دوست هام، فامیل هام یا بقیه ممکنه ببینن … جایی که خودمو سانسور نمی کردم … و می نوشتم … انقدر مینوشتم که حرفام تموم شه … انقدر مینوشتم که دیگه حرفی واسه گفتن نمی موند … می نوشتم … آشکار و واضح … بدون استعاره … بودن ایهام … روان و راحت … نه با ترس و دلهره …

سخته … به خدا سخته … اینکه موقع حرف زدن و فکر کردن، اولین کسی که میگه “خفه شو”، خودت باشی و مجبور باشی لبخند بزنی … برای همه چی …

کاش جایی بود … و کاش کسی بود … که گوش میکرد … بدون اینکه حرف بزنه … و نمی خندید … به من … و به این گلوی سرب گرفته … و به این ذهن مسدود شده … و به این آشفته ی آرام … کاش بود …

پی نوشت : سینا … خفه شو!

مشترک سی نا.نت شوید تا نوشته های اینجا را در ایمیل تان بخوانید ...
به وسیله‌ی ایمیل:
 
ایمیل شما نزد ما محفوظ و اشتراک تان هر لحظه با یک کلیک قابل انصراف است.

یا به وسیله‌ی فـیـد (خوراک)

۷ ديدگاه براي “سرب”

  1. بهناز گفته است :

    جولای 10th, 2010 در 2:30 ق.ظ

    فکر می کنم حسی رو که داری، همه وبلاگ نویس ها دارند … گاهی وقتها وسط این نت پهناور جایی نیست برای نوشتن حتی یک جمله، بدون سانسور و جویده شده، اونجوری که از ته دلت بیاد و بعدش جای یک “آخیش” گفتن خالی باشه …

    خب همینه دیگه سینا … ولی باور کن اگه همچین جایی هم وجود داشت، دستت به نوشتن نمی رفت …

  2. بیتا! گفته است :

    جولای 10th, 2010 در 7:15 ب.ظ

    یه آهنگ از سیلا یادم باشه بهت بدم بشنوی….
    من یه جایی رو دارم که توش میویسم…واسه خودم هم حتی نه.واسه هیچ کس…ولی خود خودم می نویسم…
    میدونم چی میگی…کاش میشد از بقیه بخوایم نخونن اینا رو…ولی بذارن ما حرفمونو بزنیم…

  3. سینا گفته است :

    جولای 11th, 2010 در 3:16 ب.ظ

    @بیتا!, یا اینکه دیگه اصلاً وبلاگ ننویسیم … مثل بعضیا! نام ببرم؟ ;)

  4. سایه گفته است :

    جولای 11th, 2010 در 2:02 ب.ظ

    کاش جایی بود!کاش کسی بود! جایی نیست؟کسی نیست؟

  5. سینا گفته است :

    جولای 11th, 2010 در 3:09 ب.ظ

    @سایه, نه

  6. حسام گفته است :

    جولای 12th, 2010 در 1:20 ب.ظ

    این که خوبه … :(

  7. پویا گفته است :

    جولای 12th, 2010 در 8:42 ب.ظ

    چی شده باز. چرا کبکت کلاغ میخونه؟

- لطفاً فارسی بنویسید. نظراتی که پینگلیش باشند، تأیید نمی شوند.

- اگر نمی توانید فارسی تایپ کنید، کافیست در بالای کادر متن، گزینه تبدیل خودکار را فعال کنید و پینگلیش بنویسید. نوشته ی شما پس از نوشتن هر کلمه به صورت خودکار به فارسی تبدیل می شود.

- نظر شما پس از بررسی، منتشر خواهد شد. در صورتی که تمایل دارید نظرتان به صورت خصوصی باقی مانده و منتشر نشود، لطفاً ذکر کنید.

- در صورتی که دیدگاه شما در مورد این نوشته نیست از صفحه ارتباط با من استفاده کنید.

پاسخ به نوشته

لطفاً به سوال امنیتی زیر پاسخ دهید: *