اینجا را پلاس 1 کنید!

 

امتحان زبان

چهارشنبه, تیر ۱۶, ۱۳۸۹ ۲۱:۱۹
ارسال شده در قسمت : این روزها ..., طنز
790 بازید ۲ نظر

برای یک قضیه ای به من گفتن باید امتحان زبان بدی … حدنصاب هم حدود ۴۵ از ۱۰۰ بود!!! … ما گفتیم آقا بیخیال بذارید حرمت ها شکسته نشه، من اگه برم ۲۰ بشم از ۱۰۰ کی میخواد آبروی ریخته شده ی منو جمع کنه؟ دیدم مثل اینکه نمیشه … قانونه! … نمیشه کاریش کرد … با خودم گفتم فعلاً که یه ماهی مونده به امتحان … ۲ هفته ی آخر یک کم لغت اینا میخونم … بسه دیگه! … رسیدیم به دو هفته مونده به امتحان … گفتم بیخیال بابا ! … یعنی بشینم ۱۴ روز زبان بخونم؟ کی حالشو داره … تو این گرما! … یه هفته مونده یه کاریش میکنم … درست حدس زدید! این روندِ “فلان روز براش میخونم” و سپس “بیخیال بابا” انقدر تکرار شد که رسیدیم به شب امتحان … شب امتحان هم که دیگه همه ی دانشمندا میگن! درس زیاد بخونی، میری امتحانو گند میزنی … (دانشمندا حرف مفت زدن!) … خلاصه اینکه بدون هیچگونه مطالعه و بدون هیچ شناختی از آزمون مذکور راهی جلسه امتحان شدیم …

جلسه امتحان!

نصفشون سن و سال بابای منو دارن … من هم طبق معمول کودکِ جمع بودم!

با خودم کلی کلنجار میرم که یه سوال مهم رو که مدت هاست تو ذهنمه از یکی بپرسم …

– ببخشید آقا!

– بله بفرمایید …

– چند تا سواله؟!

– (دوست داره بهم فحش بده ولی خودشو نگه میداره) ۱۰۰ تا!

– پس اینطور …

چند دقیقه میگذره و باز یه سوال دیگه واسم پیش میاد …

– ببخشید آقا! چند دقیقه وقت داره این ۱۰۰ تا سوال؟!

– تقریباً یه ساعت و نیم …

– پس اینطور! مرسی …

هر چقدر سعی می کنم نمیتونم جلوی خودمو بگیرم …

– ببخشید آقا … حالا سوالاش چیا هست …؟ چند تا reading چند تا structure …؟

– (و طرف توضیح میده …)

– پس اینطور!!! باید آزمون جالبی باشه!!! مرسی … (و نمیدونید چه حس حماقتی بهم دست میداد وقتی این جمله ها رو میگفتم…)

و سرانجام امتحان شروع شد … تو اون جمع همه شبیه خرخونا بودن غیر از من که انگار توریست بودم … اصلاً تو باغ نبودم … بماند که وسط آزمون هم با باز کردن کیک و خوردن آبمیوه همگان رو روانی کردم …!

دو هفته بعد

نتایج اعلام شد! … با خودم میگم نکنه ۴۵ رو نیاورده باشم … همه برنامه هام به هم میریزه که … و در حال گفتمان! با خودم وارد سایت میشم و نتیجه رو میبینم! … ۶۶ از ۱۰۰! نمره ها رو به درون اکسل کپی میکنیم تا آمار ملت رو در بیاریم … ماکزیمم ۸۴! … مینیمم ۱۸ و میانگین ۴۳ … در اکسل نمرات رو sort میکنیم! … بین ۵۶۰ نفر، نمره ی ۱۰ ام شدم !!!!!!!!!! … و چهره ی من کاملاً همین تعداد علامت تعجب رو نشون میده :دی

——————-

نتیجه اخلاقی : همواره در همه ی زمینه ها انقدر سیاهی لشگر و آدمِ پرت و خنگ وجود داره که ما همواره احساس هوش و ذکاوت بهمون دست میده!

پی نوشت : اگه بدونید چه آزمونی بود و چه کسانی به چه قصدی توش شرکت میکنن و بدونید که این نتیجه های درخشان و این میانگین مال اون تیپ آدماس، به عمق فاجعه پی میبرید!

مشترک سی نا.نت شوید تا نوشته های اینجا را در ایمیل تان بخوانید ...
به وسیله‌ی ایمیل:
 
ایمیل شما نزد ما محفوظ و اشتراک تان هر لحظه با یک کلیک قابل انصراف است.

یا به وسیله‌ی فـیـد (خوراک)

۲ ديدگاه براي “امتحان زبان”

  1. فریده جلیلوند گفته است :

    تیر ۱۸ام, ۱۳۸۹ در ۳:۰۲ ق.ظ

    ؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    [پاسخ]

  2. بهناز گفته است :

    تیر ۱۹ام, ۱۳۸۹ در ۲:۳۹ ق.ظ

    خیـــــــــلی بامزه تعریف کرده بودی؛ مرسی … کاملن تونستم تصور کنم امتحان و شرکت کننده هاش چه شکلی بوده …
    راستی مبارک باشه …

    [پاسخ]

- لطفاً فارسی بنویسید. نظراتی که پینگلیش باشند، تأیید نمی شوند.

- اگر نمی توانید فارسی تایپ کنید، کافیست در بالای کادر متن، گزینه تبدیل خودکار را فعال کنید و پینگلیش بنویسید. نوشته ی شما پس از نوشتن هر کلمه به صورت خودکار به فارسی تبدیل می شود.

- نظر شما پس از بررسی، منتشر خواهد شد. در صورتی که تمایل دارید نظرتان به صورت خصوصی باقی مانده و منتشر نشود، لطفاً ذکر کنید.

- در صورتی که دیدگاه شما در مورد این نوشته نیست از صفحه ارتباط با من استفاده کنید.

پاسخ به نوشته


7 × = شصت سه

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.