اینجا را پلاس 1 کنید!

 

عمق

سه شنبه, اسفند ۶, ۱۳۸۷ ۲۳:۴۴
ارسال شده در قسمت : دست نوشته های سینا
1,539 بازید ۸ نظر

یکی از نوشته های روی دیوار رو خیلی دوست دارم …

تجربه اش کردی … این که داری تو دریا از ساحل دور میشی … لحظه ای که نوک انگشت های پات زمین رو رها می کنن … وقتی تمام بدنت رو می کشی که پات به زمین بخوره … درست همین جاست که باید یه لحظه دست نگه داری …

اینجا که هستی، سعی کن احساس خوبی داشته باشی

تجربه کردی ؟ … داری می خندی … از ته دل … ولی یه لحظه احساس می کنی اشک های خندیدنت دارن صورتتو خیس می کنن … به خنده ات شک می کنی …

لباسم بوی دود میگیره … دود اشکمو در میاره …

میدونی چیه ؟ عمق یه چیز نسبیه ! یه جا، یکی میره زیر آب ، یکی دیگه تازه آب به زانوهاش میرسه … اما غرق شدن چی … ؟

فکر می کنم … دو راه بیشتر وجود نداره … یا باید موند و غرق شد … یا باید حرکت کرد …

بدون دونستن عمق هم، میشه زنده بود … میشه حس کرد …

احساس خوبی دارم …

—————–

پی نوشت : شاید از این به بعد یه کم زود تر به روز کردم

مشترک سی نا.نت شوید تا نوشته های اینجا را در ایمیل تان بخوانید ...
به وسیله‌ی ایمیل:
 
ایمیل شما نزد ما محفوظ و اشتراک تان هر لحظه با یک کلیک قابل انصراف است.

یا به وسیله‌ی فـیـد (خوراک)

۸ ديدگاه براي “عمق”

  1. مهتاب گفته است :

    اسفند ۷ام, ۱۳۸۷ در ۱:۱۰ ق.ظ

    آشنایان ره عشق در این بحر عمیق
    غرق گشتند و نگشتند به آب آلوده

    [پاسخ]

    سینا پاسخ در تاريخ اسفند ۲۶ام, ۱۳۸۸ ۴:۳۱ ب.ظ:

    @مهتاب, شعر جالبیه … کاش کاملش رو بشه پیدا کرد …

    [پاسخ]

  2. ارژنگ گفته است :

    اسفند ۹ام, ۱۳۸۷ در ۱۱:۴۷ ق.ظ

    مهم نیست عمق چه قدر باشه ، یه بار باید شیرجه بزنی … چون کسانی که در جست و جوی ماه به داخل دریاچه شیرجه نزده باشن و سرشون به سنگ نخورده باشه ، هرگز سرشون رو بلند نخواهند کرد تا مـاه واقعی رو تو آســمــون تـمـاشـا کــنــن . .

    [پاسخ]

  3. مهسا گفته است :

    اسفند ۹ام, ۱۳۸۷ در ۶:۰۹ ب.ظ

    خیلی خوشحالم سینا جان که up 2 date کردید واقعا دلم واسه نوشته هاتون تنگ شده بود
    در مورد عمق تجربه زیادی ندارم ما اصولا با اوج سر و کار داریم
    یه جایی شنیدم یه بزرگی میگفت تا یه ارتفاعی از زمین نسبت به حو دیگه ابری وجود ناره پس هر وقت حالو و هوای دلت ابری شد بدون درست و حسابی اوج نگرفتی

    نمیدونم در عمق هم میشه از این حرف ها زد

    میدونی چیه ؟ عمق یه چیز نسبیه ! یه جا، یکی میره زیر آب ، یکی دیگه تازه آب به زانوهاش میرسه … اما غرق شدن چی … ؟

    فکر می کنم … دو راه بیشتر وجود نداره … یا باید موند و غرق شد … یا باید حرکت کرد

    خیلی جابی بود مرسی

    [پاسخ]

  4. nasrin گفته است :

    اسفند ۱۳ام, ۱۳۸۷ در ۱۲:۰۳ ق.ظ

    سلام .قشنگ بود

    [پاسخ]

  5. bita! گفته است :

    اسفند ۱۶ام, ۱۳۸۷ در ۹:۴۴ ب.ظ

    تجربه کردم!
    کاملا…

    [پاسخ]

  6. سحر گفته است :

    اسفند ۲۰ام, ۱۳۸۷ در ۱۲:۲۲ ق.ظ

    مولانا میگه:
    هر کسی از ظن خود شد یار من
    از دورن من نجست اسرار من

    ولی من مطئن نیستم از کدوم “ظن” باید بنویسم

    سینای من داره بزرگ می شه!
    سینای من داره عوض می شه!
    سینای من داره عقب میره!
    سینای من داره جلو میره!
    سینای من داره می شنوه!
    سینای من داره می بینه!
    سینا کوچولوی خونه ما داره تغییر می کنه…!
    فقط خدا کنه سینای من اونقدر تو “متافیزیک”خودش غرق نشه که وقتی چشمش رو دوباره به “فیزیک” باز کرد، ببینه چیزی برای تماشا نمونده و نه صدایی برای شنیدن…(حتی باید صدای زنگ دری رو که “او” داره تعمیر می کنه، غنیمت دونست…و صدای سوت کتری…)
    زندگی کردن خیلی سخت نیست.
    وقتی شنا بلدی شنا کن!

    [پاسخ]

  7. Pooya گفته است :

    اردیبهشت ۱۳ام, ۱۳۸۸ در ۱:۴۳ ق.ظ

    نفهمیدم

    [پاسخ]

- لطفاً فارسی بنویسید. نظراتی که پینگلیش باشند، تأیید نمی شوند.

- اگر نمی توانید فارسی تایپ کنید، کافیست در بالای کادر متن، گزینه تبدیل خودکار را فعال کنید و پینگلیش بنویسید. نوشته ی شما پس از نوشتن هر کلمه به صورت خودکار به فارسی تبدیل می شود.

- نظر شما پس از بررسی، منتشر خواهد شد. در صورتی که تمایل دارید نظرتان به صورت خصوصی باقی مانده و منتشر نشود، لطفاً ذکر کنید.

- در صورتی که دیدگاه شما در مورد این نوشته نیست از صفحه ارتباط با من استفاده کنید.

پاسخ به نوشته


5 + = دوازده

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.