اینجا را پلاس 1 کنید!

 

نارنج

پنج شنبه, اردیبهشت ۵, ۱۳۸۷ ۲۰:۰۸
ارسال شده در قسمت : دست نوشته های سینا
1,662 بازید ۴ نظر

هزار چهره می نماید …

می خندد … می سوزد … ایمان می گیرد … کفر می گوید … می پرستد … می گریزد … لبریز می کند … تاریک می شود … دلگیر می کند … گاه نیک می شود …

طعم خربزه می دهد … بوی نارنج دارد … تنه ی چنار می شود … اشک می ریزد … چون سروی تنومند … گاه درٌه ای گم … سکوتی بی پایان … فریادی بی آرام …
سبز است … زرد می انگارد … سرخ می کند … سیاه می شود …

گاه می خواند … گاه می راند … گاه می بلعد … گاه می گزد … گاه می سوزد … گاه می سازد …

گاه چوپانی دلیر… گاه طعمه ی گرگ می شود … گاه آئینه ، روبرو … گاه دیواری بلند …

شب را ایهام می کند ، روز استعاره می کشد … طعم خربزه می دهد … کاش به آخر نرسد!

——–

پی نوشت ۱ : به هر حال اینم یه جورشه !

پی نوشت ۲ : خربزه دوست ندارم … من پرتقال دوست دارم … شیرین … ترش … غبارش اشک می آورد … لذت پرواز دارد … طمعش می ماند … بوی نارنج دارد! بوی نارنج … !

پی نوشت ۳ : این روز ها ، ساز نمی سازد … کوک نیست … نمی خواهد … نمی بارد … نمی آید …

مشترک سی نا.نت شوید تا نوشته های اینجا را در ایمیل تان بخوانید ...
به وسیله‌ی ایمیل:
 
ایمیل شما نزد ما محفوظ و اشتراک تان هر لحظه با یک کلیک قابل انصراف است.

یا به وسیله‌ی فـیـد (خوراک)

۴ ديدگاه براي “نارنج”

  1. Angel گفته است :

    اردیبهشت ۶ام, ۱۳۸۷ در ۷:۳۱ ب.ظ

    اگه سرد و مرده بودم
    اگه پر نمی گشودم

    .
    .
    .

    به تو بستم این دو بال ِ خسترو…

    [پاسخ]

  2. .... گفته است :

    اردیبهشت ۷ام, ۱۳۸۷ در ۷:۵۵ ب.ظ

    مثل همیشه زیبا….مثل همیشه بی نظیر…..مثل همیشه کم آوردم……

    [پاسخ]

  3. مهسا گفته است :

    مرداد ۱۲ام, ۱۳۸۷ در ۵:۰۵ ب.ظ

    معرکه بود …خیلی عالی نوشتی

    حرف را باید زد …درد را باید گفت…

    دشت ها نام تو را میگویند ….کوه ها شعر من را میخوانند …

    کوه باید شد و ماند …رود باید شد و رفت …. دشت باید شد و خواند

    در من این جلوه اندوه زچیست؟ …. در تو این قصه پرهیز که چه ؟
    در من شعله عصیان نیاز …در تو دمسردی پاییز که چه؟!!

    سخن از مهر من و جور تو نیست … سخن از متلاشی شدن دوستی است … و عبث بودن پندار سرور آور مهر

    آشنایی با شور ؟!! جدایی با درد ؟!! و نشستن در بهت فراموشی …یا غرق غرور ؟!!

    به قول شما: طمع خربزه می دهد … کاش به آخر نرسد!

    [پاسخ]

  4. شیوا گفته است :

    اسفند ۳ام, ۱۳۸۷ در ۱۱:۵۸ ق.ظ

    من فکر میکنم بی نظیر بود با یک اشتباه تایپی در واقع این است :
    طعم خربزه میدهد…کاش به آخر نرسد

    [پاسخ]

- لطفاً فارسی بنویسید. نظراتی که پینگلیش باشند، تأیید نمی شوند.

- اگر نمی توانید فارسی تایپ کنید، کافیست در بالای کادر متن، گزینه تبدیل خودکار را فعال کنید و پینگلیش بنویسید. نوشته ی شما پس از نوشتن هر کلمه به صورت خودکار به فارسی تبدیل می شود.

- نظر شما پس از بررسی، منتشر خواهد شد. در صورتی که تمایل دارید نظرتان به صورت خصوصی باقی مانده و منتشر نشود، لطفاً ذکر کنید.

- در صورتی که دیدگاه شما در مورد این نوشته نیست از صفحه ارتباط با من استفاده کنید.

پاسخ به نوشته

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.

لطفاً به سوال امنیتی زیر پاسخ دهید: *