اینجا را پلاس 1 کنید!

 

نارنج

پنج شنبه, اردیبهشت ۵, ۱۳۸۷ ۲۰:۰۸
ارسال شده در قسمت : دست نوشته های سینا
1,285 بازید ۴ نظر

هزار چهره می نماید …

می خندد … می سوزد … ایمان می گیرد … کفر می گوید … می پرستد … می گریزد … لبریز می کند … تاریک می شود … دلگیر می کند … گاه نیک می شود …

طعم خربزه می دهد … بوی نارنج دارد … تنه ی چنار می شود … اشک می ریزد … چون سروی تنومند … گاه درٌه ای گم … سکوتی بی پایان … فریادی بی آرام …
سبز است … زرد می انگارد … سرخ می کند … سیاه می شود …

گاه می خواند … گاه می راند … گاه می بلعد … گاه می گزد … گاه می سوزد … گاه می سازد …

گاه چوپانی دلیر… گاه طعمه ی گرگ می شود … گاه آئینه ، روبرو … گاه دیواری بلند …

شب را ایهام می کند ، روز استعاره می کشد … طعم خربزه می دهد … کاش به آخر نرسد!

——–

پی نوشت ۱ : به هر حال اینم یه جورشه !

پی نوشت ۲ : خربزه دوست ندارم … من پرتقال دوست دارم … شیرین … ترش … غبارش اشک می آورد … لذت پرواز دارد … طمعش می ماند … بوی نارنج دارد! بوی نارنج … !

پی نوشت ۳ : این روز ها ، ساز نمی سازد … کوک نیست … نمی خواهد … نمی بارد … نمی آید …

مشترک سی نا.نت شوید تا نوشته های اینجا را در ایمیل تان بخوانید ...
به وسیله‌ی ایمیل:
 
ایمیل شما نزد ما محفوظ و اشتراک تان هر لحظه با یک کلیک قابل انصراف است.

یا به وسیله‌ی فـیـد (خوراک)

۴ ديدگاه براي “نارنج”

  1. Angel گفته است :

    اردیبهشت ۶ام, ۱۳۸۷ در ۷:۳۱ ب.ظ

    اگه سرد و مرده بودم
    اگه پر نمی گشودم

    .
    .
    .

    به تو بستم این دو بال ِ خسترو…

    [پاسخ]

  2. .... گفته است :

    اردیبهشت ۷ام, ۱۳۸۷ در ۷:۵۵ ب.ظ

    مثل همیشه زیبا….مثل همیشه بی نظیر…..مثل همیشه کم آوردم……

    [پاسخ]

  3. مهسا گفته است :

    مرداد ۱۲ام, ۱۳۸۷ در ۵:۰۵ ب.ظ

    معرکه بود …خیلی عالی نوشتی

    حرف را باید زد …درد را باید گفت…

    دشت ها نام تو را میگویند ….کوه ها شعر من را میخوانند …

    کوه باید شد و ماند …رود باید شد و رفت …. دشت باید شد و خواند

    در من این جلوه اندوه زچیست؟ …. در تو این قصه پرهیز که چه ؟
    در من شعله عصیان نیاز …در تو دمسردی پاییز که چه؟!!

    سخن از مهر من و جور تو نیست … سخن از متلاشی شدن دوستی است … و عبث بودن پندار سرور آور مهر

    آشنایی با شور ؟!! جدایی با درد ؟!! و نشستن در بهت فراموشی …یا غرق غرور ؟!!

    به قول شما: طمع خربزه می دهد … کاش به آخر نرسد!

    [پاسخ]

  4. شیوا گفته است :

    اسفند ۳ام, ۱۳۸۷ در ۱۱:۵۸ ق.ظ

    من فکر میکنم بی نظیر بود با یک اشتباه تایپی در واقع این است :
    طعم خربزه میدهد…کاش به آخر نرسد

    [پاسخ]

- لطفاً فارسی بنویسید. نظراتی که پینگلیش باشند، تأیید نمی شوند.

- اگر نمی توانید فارسی تایپ کنید، کافیست در بالای کادر متن، گزینه تبدیل خودکار را فعال کنید و پینگلیش بنویسید. نوشته ی شما پس از نوشتن هر کلمه به صورت خودکار به فارسی تبدیل می شود.

- نظر شما پس از بررسی، منتشر خواهد شد. در صورتی که تمایل دارید نظرتان به صورت خصوصی باقی مانده و منتشر نشود، لطفاً ذکر کنید.

- در صورتی که دیدگاه شما در مورد این نوشته نیست از صفحه ارتباط با من استفاده کنید.

پاسخ به نوشته


× 7 = سی پنج

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.