اینجا را پلاس 1 کنید!

 

ضربان

چهارشنبه, دسامبر 5, 2007 18:34
ارسال شده در قسمت : دست نوشته های سینا

می دونی امروز به چی فکر می کردم ؟ … به این که چند سال گذشت … به این که بیش از هزار شب گذشت … هزاران ساعت … میلیون ها لحظه! … عمری که می تونست اینجوری نگذره … و تقصیر تو بود … تقصیر هممون بود …
هر روز به تمام دیوار ها نگاه می کنم … باید جایی نوشته شده باشه … حتماً یه جا هست … یه گوشه … شاید تو یه کوچه ی بن بست … شاید زیر یه پل … و شاید رو دیوار اتاقم ! … پس کو ؟ … کجا رو بگردم ؟ … از کجا بفهمم ؟ … چند سال باید بگردم ؟ … تو چشم های چند نفر دیگه زل بزنم تا شاید بهم بگن ؟ … بر روی کدوم دیوار نوشته شده ؟ … تو کدوم کتابه ؟ … خدای من … چی کار کنم ؟ … تو رو کجا دفن کردن ؟! یکی به من بگه که تورو کجا دفن کردم ؟! کجا ؟! تو کدوم بیابون ؟ کف کدوم دریا ؟ … کجا ؟!

چرا اینطوری شد ؟ … چرا ؟ … چرا بعضی چیزا از ذهن آدم بیرون نمیره ؟ … چرا بعضی لحظه ها فراموش نمیشن ؟ چرا بعضی جملات رو هیچ جوری نمیشه از ذهن پاک کرد ؟ چرا بعضی از تصاویر رو نمیشه رها کرد ؟ چرا مرور بعضی از خاطرات متوقف نمیشه ؟
تقصیر خودت بود … تنها چیزی که مطمئنم ، اینه !

ضربان قلبم ثابته ! … سال هاست که ثابته ! … نگاهم سالهاست که سرده … و لبخندم سالهاست که مفهوم نداره …
سالهاست که رویای رویایی رویایی ، در ذهنم پرسه می زنه …

———

پی نوشت ۱ : این نوشته هیچ اشکال تایپی ای نداره و تمام کلمات و جملات درست نوشته شدن .
پی نوشت ۲ : شیطان هدیه ی چند نفر رو به من داد …
پی نوشت ۳ : چند روزه که بعد از سکوت ، صدای پیانو رو بیش از هر چیز می پرستم …
پی نوشت ۴ : یه بازی … یه برنده !

مشترک سی نا.نت شوید تا نوشته های اینجا را در ایمیل تان بخوانید ...
به وسیله‌ی ایمیل:
 
ایمیل شما نزد ما محفوظ و اشتراک تان هر لحظه با یک کلیک قابل انصراف است.

یا به وسیله‌ی فـیـد (خوراک)
كلمات كليدي :

۱۶ ديدگاه براي “ضربان”

  1. عبدا... راستگو گفته است :

    دسامبر 5th, 2007 در 7:35 ب.ظ

    همیشه میگن جای زخم شمشیر خوب میشه اما جای زخمهایی که روی دل آدما میفته هیچ وقت از بین نمیره!!…….میدونی یکی داشت منو مذمت میکرد که بهترین سالهای عمرت رو بیخودی داری از دست میدی!!….اما مگه دست خود آدمه؟؟!!!!……پا نوشت شماره ۴ خیلی منو میترسونه!!..خیلی

  2. صبا گفته است :

    دسامبر 5th, 2007 در 8:23 ب.ظ

    وبلاگتون خیلی جالبو ارامبخشه اگه دوست داشتین تبادل لینک داشته باشیم موفق باشید

  3. آرزو گفته است :

    دسامبر 7th, 2007 در 10:28 ب.ظ

    زیاده از حد خودت را تحت فشار نگذار ، بهترین چیزها در زمانی اتفاق می افتد که انتظارش را نداری ..گابریل

  4. مهتاب گفته است :

    دسامبر 9th, 2007 در 12:17 ب.ظ

    گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی

  5. bita! گفته است :

    دسامبر 11th, 2007 در 8:21 ب.ظ

    این تکنولوژیا چیه که گفتی؟! منم بازی:D از کجا فهمیدی وبلاگم آپ شد؟!

    رویا توی ذهنم پرسه میزنه…روی سنگفرش مغزم!
    چرا!
    دقیقا جواب سوالاتت یه “چرا” میشه با یه علامت تعجب!
    هر اتفاقی ممکنه بیفته…
    حرفام چقدر چهل تکه شد!
    خیلی قشنگ گفته بودی…..

    توی این بازیه شرکت کن،بخندیم!خطرناکه حسن،ولی خب اگه دوست داشتی،شرکت کن،خوشحال میشم!

  6. ارژنگ گفته است :

    دسامبر 11th, 2007 در 11:56 ب.ظ

    ۱> کسی نیست که بتونی تقصیر رو بندازی گردنش … شاید یکی در نهایت بگه تقصیر ” خداست” … اما به نظر من بی گناه ترین گناهکــاری میتونی متهمش کنی ; خودتی ….

  7. ارژنگ گفته است :

    دسامبر 11th, 2007 در 11:57 ب.ظ

    ۲>یادته یه بار همین جا بهت گفتم : ” تو فراموش نمی کنی ، فقط فکر می کنی که داری فراموش میکنی … در حالی که هستش … می تونی زیر هزار تا چیز قایمش کنی ، امّا نمیتونی ” موندنش ” رو انکار کنی … میتونی ؟!؟ ”
    … این خیلی خوب نیست …. من خودم یه چیزی رو , به خاطر قداستی (!؟) که داشت دفنش کردم .. جاشو هم می دونم … تو هم جواب سوالتو میدونی …. کافیه چشمات رو ببندی و تا عمق “دریا”ت شنا کنی ….

  8. ارژنگ گفته است :

    دسامبر 11th, 2007 در 11:57 ب.ظ

    ۳>ضربان قلبم ثابته ! … انگار سال هاست که ثابته

  9. ارژنگ گفته است :

    دسامبر 11th, 2007 در 11:58 ب.ظ

    ۴> موزیک متن , منو می بره تو اوج ” رویای رویایی رویا ” …

  10. بهار گفته است :

    دسامبر 13th, 2007 در 11:31 ب.ظ

    چقدر نوشته های این وبلاگ گرمن!!!

  11. بهار گفته است :

    دسامبر 14th, 2007 در 3:48 ب.ظ

    دیشب ساعت ۱۱ با این وبلاگ آشنا شدم و الان که ساعت ۳:۴۴ زهره تمام مطالبشُ زیزُ رو کردم.واقعا پیشرفت تو نوشتنُ می شه دید
    همیشه این وبلاگ و حسی که موقع خوندن مطالبش داشتم یادم می مونه
    (D:چه تحویل گرفتما!!!)

  12. بهار گفته است :

    دسامبر 14th, 2007 در 3:49 ب.ظ

    زهره=ظهره
    ((=

  13. مهتاب گفته است :

    دسامبر 19th, 2007 در 12:04 ق.ظ

    خیره به سازم میمونم…!!!

  14. MSM گفته است :

    ژانویه 9th, 2008 در 4:45 ب.ظ

    موزیک بلاگت چند وقتیه که آپ نشده… چه خبره؟

  15. ارتا دخت گفته است :

    ژانویه 13th, 2008 در 7:11 ب.ظ

    بسیار زیبا

  16. شیرین گفته است :

    مارس 14th, 2008 در 2:30 ب.ظ

    توی قلبت……….. توی آسمان ها بگرد . هست.

    این آهنگ .رویای آسمانه ……. پس خود آسمان را پرواز کن……
    در این آشفته بازار کسی برای فریاد نیست……..پس سکوت کن ……
    تو تنهایی امروز………. ولی نیستی….

- لطفاً فارسی بنویسید. نظراتی که پینگلیش باشند، تأیید نمی شوند.

- اگر نمی توانید فارسی تایپ کنید، کافیست در بالای کادر متن، گزینه تبدیل خودکار را فعال کنید و پینگلیش بنویسید. نوشته ی شما پس از نوشتن هر کلمه به صورت خودکار به فارسی تبدیل می شود.

- نظر شما پس از بررسی، منتشر خواهد شد. در صورتی که تمایل دارید نظرتان به صورت خصوصی باقی مانده و منتشر نشود، لطفاً ذکر کنید.

- در صورتی که دیدگاه شما در مورد این نوشته نیست از صفحه ارتباط با من استفاده کنید.

پاسخ به نوشته

لطفاً به سوال امنیتی زیر پاسخ دهید: *