اینجا را پلاس 1 کنید!

 

نگاه گم

چهارشنبه, اسفند ۲, ۱۳۸۵ ۲۲:۲۲
ارسال شده در قسمت : دست نوشته های سینا
899 بازید ۶ نظر

یه چیزی هست که چند وقته ذهن منو مشغول کرده … موضوعی که هر چقدر بهش فکر میکنم قانع نمیشم … درست از آب در نمیاد … یه جاش می لنگه .

تا حالا به این موضوع فکر کردی که چرا هیچ کس نمیتونه افکارش رو تو مغزش نگه داره !؟

مثل اینکه دنبال چیزی میگردم … در و دیوار رو نگاه می کنم … درخت ها … نیمکت ها … جلد کتاب ها … شیشه ی مترو … جزوه هام … سایت آموزش … صفحه ی ۲۰۶ … کلید در خونه … لای CD هام … ثانیه شمار ساعتم … سنگفرش پیاده رو … می فا سل ، فا می ر … تمرین فصل ۱۰ ، ساعت ۹ … به گذشته … به قبل از اون … پیش تر … باز هم عقب تر …

بذار بهتر بگم … هر چی تلاش بکنی که افکارت از حیطه ی ذهنت بیرون نره ، آخرش میره …

نگاهم گم شد … هر جا میگردم پیداش نمیکنم … میگن فایده ای نداره … چیزی که گم شه دیگه پیدا نمیشه … من باور نمیکنم … مادر “هاچ ” که نیست … ممکنه طول بکشه … ولی پیدا میشه … پیداش میکنم … یعنی خدا کنه که پیدا بشه !

احتمالاً ناشی از ضمیر ناخودآگاه انسانه … ذهنت برای افکارت جا نداره !

نگاهش گم شد … چند لحظه … دوباره … و باز هم ……

چیزی که فکرتو مشغول کنه مسلماً تو رفتارت بروز پیدا می کنه … این یه قانونه … باید مواظب بود !

حالا باید بگردیم پیداشون کنیم … احتمالاً یه جا گمشون کردیم … هیچ دیوونه ای پاشو اونجا نمیذاره … ولی باید پیدا بشن …

حالا باید صبر کرد و دید که کی حاضر میشه حماقت کنه ! … شاید اونجا گم نشده … شاید گم نشده !

————-

 پی نوشت ۱ :جز با دل هیچی را چنان که باید نمی‌شود دید. نهاد و گوهر را چشم سر نمی‌بیند. ( شازده کوچولو )

 پی نوشت ۲ :

I feel I know you

I don’t know how

I don’t know why

“Anathema”

 

مشترک سی نا.نت شوید تا نوشته های اینجا را در ایمیل تان بخوانید ...
به وسیله‌ی ایمیل:
 
ایمیل شما نزد ما محفوظ و اشتراک تان هر لحظه با یک کلیک قابل انصراف است.

یا به وسیله‌ی فـیـد (خوراک)

۶ ديدگاه براي “نگاه گم”

  1. عبدا... راستگو گفته است :

    اسفند ۲ام, ۱۳۸۵ در ۱۰:۳۸ ب.ظ

    آره هیچی توی مغز آدم جا نمیگیره … میدونی یه وقتا میگن بشنین جلوی آیینه با خدوتون صحبت کنین برا همینه …چیزاییی که به زبون آدم جاری میشه یه تاثیر دیگه ای روی فضا میذاره روی خود آدم …ولی وای به اون موقعی که نتونی بریزی بیرون از داغووون میکنه آدم رو!!

    [پاسخ]

  2. angel گفته است :

    اسفند ۲ام, ۱۳۸۵ در ۱۰:۴۳ ب.ظ

    به دنبال نگاه های گم…
    ساکت می شویم

    ساکت می شویم
    .
    .
    تا تک ضرب های اسب سیاه و لخت یاسمان را بنوشیم!

    .
    .
    .

    [پاسخ]

  3. bita گفته است :

    اسفند ۹ام, ۱۳۸۵ در ۷:۰۱ ق.ظ

    بگردیم پیداشون کنیم!
    اینم میشه یه بازیه دیگه! نمیخوام بازی کنم ،ولی از اونجایی که اون نگاه گم لازمه ،و باید پیدا بشه،بازی رو من شروع میکنم!همیشه همین جوریه!

    [پاسخ]

  4. abs گفته است :

    اسفند ۱۴ام, ۱۳۸۵ در ۸:۴۶ ب.ظ

    هممم . من سر در نیووردم راستش . یادت باشه بحث کنیم روشنم کنی .

    [پاسخ]

  5. foroozan گفته است :

    تیر ۴ام, ۱۳۸۷ در ۴:۴۱ ب.ظ

    سلام.واقعا نوشته هاتون خیلی زیبا و جالبن.
    بهتون تبریک می گم.کارتون حرف نداره.

    [پاسخ]

  6. مريم گفته است :

    مرداد ۲۲ام, ۱۳۸۷ در ۱۲:۰۷ ب.ظ

    سلام.
    از متنها و جملات زیباتون خیلی خوشم اومد. تقریباً ۹۰% اونا رو توی دفترم یادداشت کردم

    [پاسخ]

- لطفاً فارسی بنویسید. نظراتی که پینگلیش باشند، تأیید نمی شوند.

- اگر نمی توانید فارسی تایپ کنید، کافیست در بالای کادر متن، گزینه تبدیل خودکار را فعال کنید و پینگلیش بنویسید. نوشته ی شما پس از نوشتن هر کلمه به صورت خودکار به فارسی تبدیل می شود.

- نظر شما پس از بررسی، منتشر خواهد شد. در صورتی که تمایل دارید نظرتان به صورت خصوصی باقی مانده و منتشر نشود، لطفاً ذکر کنید.

- در صورتی که دیدگاه شما در مورد این نوشته نیست از صفحه ارتباط با من استفاده کنید.

پاسخ به نوشته


هشت − 6 =

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.