اینجا را پلاس 1 کنید!

 

در سرما سوختم

چهارشنبه, آذر ۸, ۱۳۸۵ ۲۳:۰۳
ارسال شده در قسمت : دست نوشته های سینا
916 بازید ۷ نظر

از دور هیچی دیده نمیشد … مه همه جا رو گرفته بود … شاید بعد از اون اتفاق چشم های من دیگه توان دیدن نداشت … سکوت ، آرام بخش و فریبنده بود … ولی خسته کننده … جلوتر رفتم … باز هم چیزی ندیدم … فکر کردم کور شدم … ولی نه . همه چی رو میدیدم ، به جز چیزی که باید میدیدم … گاهی کنجکاوم میکرد … نگاهی میکردم و … هنوز همه چی رو میدیدم … هنوز کنجکاو بودم … گاهی مکث میکردم … مکث ها تکرار شد … هرچی بهش خیره تر می شدم تار تر میشد … تا جایی ادامه پیدا کرد که دیگه “همه چی” رو نمیدیدم … فقط خیره بودم … تار تر میشد … محو میشد … دیده میشد … خیره بودم … خیره بودم …

مه همه جا رو گرفته بود … رعد و برق زد … بارون بارید … برف بارید … لیز خوردم … تعطیل شدم … رها شدم … گرفتار شدم … برف آب شد … بهار شد … تابستون شد … هوا آفتابی بود … دیگه مه نبود … هوا صاف بود … هنوز کنجکاو بودم … خیره بودم … میدیدم … این بار میدیدم … به وضوح میدیدم … انقدر دیدم که چشمامو اذیت میکرد … حالا دیگه هم چیزی رو که باید ببینم میدیدم ، هم “همه چی” رو میدیدم … چشمام درست میدید …

صبرم تموم شد !

هوا رو مه آلود کردم … هوا رو سرد کردم …

ولی فایده ای نداشت … هنوز … هنوز در سرما میسوختم …

——————

پی نوشت ۱ : تو یکی از مطالب قبلی به نقل از فیلم و کتابی نوشته بودم :

آدم ها همه چیز را همین جور حاضر و آماده از مغازه می خرند . اما چون مغازه ای نیست که دوست معامله کند ، آدم ها مانده اند بی دوست .

تو اگر دوست می خواهی ، مرا اهلی کن .

پرسید : اهلی کردن یعنی چه ؟

گفت : یعنی ایجاد علاقه کردن

پرسید : راهش چیست ؟

گفت : باید صبور باشیم

ولی من … صبرم تموم شد !

پی نوشت ۲ : معین ، این آهنگ رو خیلی قشنگ خونده ( آلبوم لحظه ها – Track 2 ) :

اگه چشمات منو میخواست ، تو نگاه تو میمردم … اگه دستات مال من بود ، جون به دستات می سپردم

پی نوشت ۳ :

نفسی آتش سوزان ، نفسی سیل گریزان

ز چه اصلم ، ز چه فصلم ، به چه بازار خرندم

پی نوشت ۴ :

Bilmiyorum kime hesap sorayım

Garip gönlüm bana bile darılmış

Yandı gönlüm yüz yerinden Azar Azar

Tüketmişler hayatımı Azar Azar

پی نوشت ۵ : و حالا … من مانده ام و … روحی سرگردان … ذهنی آشفته … درونی متلاطم … چهره ای مرگ آلود و نگاهی مرده …

مشترک سی نا.نت شوید تا نوشته های اینجا را در ایمیل تان بخوانید ...
به وسیله‌ی ایمیل:
 
ایمیل شما نزد ما محفوظ و اشتراک تان هر لحظه با یک کلیک قابل انصراف است.

یا به وسیله‌ی فـیـد (خوراک)

۷ ديدگاه براي “در سرما سوختم”

  1. SINA گفته است :

    آذر ۹ام, ۱۳۸۵ در ۱۲:۰۰ ق.ظ

    in ke neveshty bishtar shabihe ahange benyamine…hava…meh…tabestoon…khordam…mikhandam…NEMYAY…NEMYAY
    D:

    [پاسخ]

  2. sanaz گفته است :

    آذر ۹ام, ۱۳۸۵ در ۱۲:۲۹ ق.ظ

    A friend is someone who knows
    the song in your heart
    and can sing it back to you
    when you have forgotten
    the words.;

    — Unknown

    یه دوست، فردی هست که آهنگ قلبت رو می دونه

    و می تونه وقتی تو کلمات رو فراموش می کنی

    اونا رو واسه ات بخونه.

    [پاسخ]

  3. bita گفته است :

    آذر ۹ام, ۱۳۸۵ در ۹:۰۵ ب.ظ

    زندگش میگوید اما
    باز باید زیست!
    همینو میتونم بگم!

    [پاسخ]

  4. bita گفته است :

    آذر ۱۰ام, ۱۳۸۵ در ۱۱:۱۴ ب.ظ

    زندگی میگوید اما
    باز باید زیست!
    تو کل زندگی کی بوده که صبر نکرده باشی؟سینا همیشه صبره که باعث میشه امیدوار باشی به اتفاقاتی که معلوم نیست بیفته! و همون صبره که هست! باید صبور بود!
    ———————————
    ببخشید! بعدا خودم ندیدم اشتباه تایپی داشت! حواسم خیلی جمعه!

    [پاسخ]

  5. fakhte گفته است :

    آذر ۱۴ام, ۱۳۸۵ در ۶:۴۱ ب.ظ

    از پروانه های خشک شده متنفرم و…
    می ترسم!
    .
    .
    .
    .
    به رویاهای ناتمام می مانند!
    :)
    عکس ابتکار خوشگلی بود!!

    [پاسخ]

  6. آرزو گفته است :

    آذر ۱۷ام, ۱۳۸۵ در ۱۲:۴۲ ق.ظ

    نشوی واقف یک نقطه ز اسرار وجود تانه سرگشته شوی دایره ی امکان را

    [پاسخ]

  7. ..... گفته است :

    مرداد ۱۹ام, ۱۳۸۸ در ۱۲:۳۰ ق.ظ

    تقریبا همه بلاگاتو چند بار خوندم….اوایل مفهوم هیچ کدوم رو نمی فهمیدم… با خودم می گفتم خیلی قشنگ می نویسه ولی الآن دیگه مفهوم اکثرشون رو میفهمم….اکثرشون حرفای دلت بوده که تو عالم واقعی بودن…وجود داشتن
    همینم دلیل دلنشین بودن نوشته هاته
    موف باشی:)

    [پاسخ]

- لطفاً فارسی بنویسید. نظراتی که پینگلیش باشند، تأیید نمی شوند.

- اگر نمی توانید فارسی تایپ کنید، کافیست در بالای کادر متن، گزینه تبدیل خودکار را فعال کنید و پینگلیش بنویسید. نوشته ی شما پس از نوشتن هر کلمه به صورت خودکار به فارسی تبدیل می شود.

- نظر شما پس از بررسی، منتشر خواهد شد. در صورتی که تمایل دارید نظرتان به صورت خصوصی باقی مانده و منتشر نشود، لطفاً ذکر کنید.

- در صورتی که دیدگاه شما در مورد این نوشته نیست از صفحه ارتباط با من استفاده کنید.

پاسخ به نوشته


+ 7 = هشت

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.