اینجا را پلاس 1 کنید!

 

بارون ، برف !

یکشنبه, آبان ۲۸, ۱۳۸۵ ۲۰:۲۲
ارسال شده در قسمت : دست نوشته های سینا
984 بازید ۱۱ نظر

سرمو بالا گرفتم … امروز بعد از مدت ها چند کلمه باهاش حرف زدم … نمیدونم گوش میداد یا حواسش جای دیگه بود … نمیدونم اصلاً منو نگاه میکرد یا داشت بقیه رو می پایید … داشت اونا رو هل میداد …


هنوز تو تهران هستم … هوا بازم داره تاریک میشه … قطره های بارون هر چند ثانیه ، منو از توهمات بیهوده ام بیرون میارن … و من … صدام در نمیاد … سرمو بالا گرفتم … نمیدونم گوش میداد یا نه …

خیلی وقته که چیزی ازت نخواستم … راست میگی … خیلی مغرورم … باید چوبشو بخورم دیگه … شاید هم لجبازم … نمیدونم چرا داری منو اذیت می کنی … جوری که مثل sin(x) بالا و پایین میرم … ولی من حرفمو میزنم … چه گوش بکنی ، چه نکنی … میدونم که دیگه با وجود این همه دلباخته که تو داری ، صدای من مثل نگاهی از دور میمونه … من نگاه میکنم و تو میبینی … من گوش میکنم و تو میشنوی … میدونم برات یه فایل ini رو یه کامپیوتر شدم … ولی چند لحظه گوشت با من باشه … اگه دوست داشتی که نمیدونم دوست داری یا نه ، بعدش همون جور میشیم که بودیم …

سرمو بالا گرفتم … امروز بهت گفتم که سال هاست چیزی ازت نخواستم … خودت خواستی و بخشیدی … اگه هم ندادی ، چیزی نگفتم … خیلی مغرورم ، نه ؟ … یه بار جوری به سنگ خوردم که دلم میخواست به هر کی از کنارم میگذشت ، فحش بدم … دلم میخواست یکی میومد یکی میزد تو گوشم … دلم میخواست یه چیزایی از مغزم بردارم و بقیه اش رو کامل فرمت کنم … پاک کردم ، ولی فرمت نشد … یادته که ؟

صبح تا شب مینواختم و میخوندم … ملودی می ساختم … آهنگ تنظیم میکردم … هر کاری بگی کردم … وبلاگ زدم … صفحه وب طراحی کردم … تو اینترنت خودمو غرق کردم … موسیقی گوش دادم … هر چی که فاز میداد … جوری که حتی آهنگ های افشین ( خواننده ای که قبل از اون برام یه موجود تهوع آور بود ) هم از بر شدم … با در و دیوار دوست شدم … گقتیم … شنیدیم … خندیدیم … مسخره کردیم … توهین کردیم … جلف بازی در آوردیم … رو میزها ضرب گرفتیم … خوندیم … چرت و پرت گقتیم …
از خود بیخود شدم … اونی شدم که نبودم … کارایی کردم که نمیکردم … با کسانی هم پیاله شدم که هیچ وقت فکر هم نمیکردم با افرادی با چنین سطح فکری و شعور اجتماعی ، یک ساعت هم کنار بیام … کسانی رو آدم حساب کردم که خوابشم نمیدیدن … تنوع خوبی بود … اوضاع بهتر شد … قابل تحمل تر شد …

از شیشه بیرون رو تماشا میکنم … اتوبان خیس شده … وضع مردم خوب شده … اینو میشه از ماشین های تو اتوبان فهمید … مردم … مردم !

حواست با من باشه … چند لحظه دیگه ساکت میشم و دیگه معلوم نیست کی صدام در بیاد … فقط یه بار مینوازم … و بعدش تا هر وقت تو بخوای ، خیره به سازم می مونم …

میخوام بعد از مدت ها ازت چیزی بخوام … فقط یه چیز … همه میگن که خوب و بد هر چیزی رو خودت میدونی … من الان حرفی نمیزنم … من دیگه به چشمای خودم هم اعتماد ندارم … چه برسه به … اگه مهلتم بدی ، صبر میکنم و می بینم … خواهش زیادی نیست … این جوری که همه میگن ، این کارا برا تو رقمی نیست … میدونی چی میخوام ؟

منو از این sin(x)  ای که توش افتادم رها کن … بالا ، پایین … بالا ، پایین … خسته شدم … باور کن خسته شدم …

راستی ببخشید یه سوال مسخره به ذهنم رسید … چرا من منم و تو تویی ؟!

رسیدم خونه … برف نشسته رو زمین !
وقتی فکر میکردی هوا باید بارونی باشه ، می بینی برف نشسته رو زمین …. همه چیز برخلاف چیزی میشه که تصورش رو میکنیم … شاید حکمتی توش باشه … این جمله ی مضحک تنها چیزی هست که میتونه بعضی ها رو آروم کنه … درست وقتی که کاری از دستشون بر نمیاد …

ناراحت نشو عزیزم … ولی هممون لجن هستیم … چند لحظه فکر کن … نیستیم ؟! واقعاً یعنی نیستم ؟ اگه فکر می کنی نیستی ، باید بهت بگم که انقدر ترسویی که جرات روبرو شدن با واقعیت رو نداری …

دوست بابام ، یه سگ داشت که میخواست از دستش خلاص شه … نصف شب اون سگ رو میندازه پشت ماشین … می بره چندین کیلومتر اون ور تر ، تو بیابون ولش میکنه و بر میگرده … میتونید حدس بزنید چه اتفاقی میوفته ؟ … صبح پا میشه میبینه سگ جلوی در خونه خوابیده …

———————————-

پی نوشت ۱ : هر چه بیشتر انسان ها را می شناسم ، سگ ها را بیشتر ستایش می کنم …
پی نوشت ۲ :

Ben yıllara değil , yalnızlığa yenildim …

Istersen çek git , eller kıymetini bilmez …


پی نوشت ۳ : اغلب انسان ها هر لحظه که دلشون بخواد ، وسط اتوبان ، دور میزنن ! … اینو برای راننده هایی میگم که هیچ وقت از تو آینه پشت رو نگاه نمیکنن !

پی نوشت ۴ : وقتی ۵ ، ۶ سالم بود دوست نداشتم کسی به دوچرخه ام ، سازم و … دست بزنه . من اصلاً بزرگ نشدم !

پی نوشت ۵ : المیرا میگه : همتون مثل هم هستید ! راست میگه …

پی نوشت ۶ :

آئینه ی سکندر جام می است بنگر
تا بر تو عرضه دارد احوال ملک دارا

مشترک سی نا.نت شوید تا نوشته های اینجا را در ایمیل تان بخوانید ...
به وسیله‌ی ایمیل:
 
ایمیل شما نزد ما محفوظ و اشتراک تان هر لحظه با یک کلیک قابل انصراف است.

یا به وسیله‌ی فـیـد (خوراک)

۱۱ ديدگاه براي “بارون ، برف !”

  1. fakhte گفته است :

    آبان ۲۸ام, ۱۳۸۵ در ۸:۵۵ ب.ظ

    sard mishavad…
    gahi!
    B vosate ngahi!
    havai k tarashohatash …
    minalad az divarehaye ghalbe B tafakOr oftadeam!
    az heybate ToO!





    Oxygen hava ham bahane mikonad
    bodanat ra baraye zist!!!




    ba barf biya K yakhbandane setarehast:)
    ___________________________
    AnGeL…!
    ۸:۵۳
    ۲۸/۸/۸۵

    [پاسخ]

  2. ............. گفته است :

    آبان ۲۸ام, ۱۳۸۵ در ۱۰:۳۴ ب.ظ

    بی عشق و محبت…. نتوان زیست….. ولیکن. یک دل دو محبت نپذیرد… قلبی که به یک لحظه دو صد عشق پذیرد. بگذار که این قلب. غریبانه. بمیرد

    [پاسخ]

  3. bita گفته است :

    آبان ۲۹ام, ۱۳۸۵ در ۷:۰۵ ق.ظ

    خوب همه چیز بر خلاف چیزیه که تصور میکنیم! همیشه! حکمتی هم توش نیست!
    سگ خیلی از آدما بهتره !اینو مطمئن باش!!

    [پاسخ]

  4. سینا گفته است :

    آبان ۲۹ام, ۱۳۸۵ در ۱:۵۸ ب.ظ

    خیلی بهتر بود اگه به جای “…………” در این پست و “khodet midooni” در پست قبلی اسمتون رو مینوشتید … با این حال من حدس میزنم شما تو آدرس ایمیلتون ۲ تا Underline دارید !!!!!!

    در پاسخ به شما باید بگم بهتره پی نوشت ۳ رو مطالعه کنید . من همیشه آینه رو میبینم … انقدر آیینه رو نگاه میکنم که از جلوم غافل میشم ! از دور زدن متنفرم !

    [پاسخ]

  5. elahe saadati گفته است :

    آبان ۳۰ام, ۱۳۸۵ در ۲:۲۵ ب.ظ

    salam
    emrooz pagetoon ro khoondam va commentetoon ro didam man ba web shoma az tarigh yeki az doostan ashna shodam .
    gahgahi age vaght konam blogetoon ro mikhoonam hich vaght comment nazashtam va nemizaram be dalaieli ke baraie khodam moheme in comment ham serfan barie bartaraf kardane sooe tafahome .oon comment ro ke dafe pish ba esmm va addresse maile man baraie shoma gozashtan tavasote yeki az doostan bood ke hala chi fekr karde bood va in karo karde bood man nemidoonam va dar zemn etelaie ham nadaram ke in shakhs ya ashkhas ke intor comment mizaran che hadafi ro donbal mikonan man age bekham jaie comment bezaram avalan baraie doostam mizaram sanian ehtiaji nadaram ke intor secret bashe va dalili ham nemibinam .
    har kasi mitoone to adresse mailesh 2ta _dashte bashe .
    peyneveshte 3 shoma ham irad dare .begzarim….
    adam ke be akhare khat mirese bayad dor bezane!!
    dar zemn man in matlabo be doostetoon enteghal dade bodam.

    [پاسخ]

  6. سینا گفته است :

    آبان ۳۰ام, ۱۳۸۵ در ۲:۳۸ ب.ظ

    چقدر خوبه که شما و دوستتون هر دو با یه کامپیوتر و یک IP به اینترنت متصل میشید :D

    [پاسخ]

  7. elahe saadati گفته است :

    آبان ۳۰ام, ۱۳۸۵ در ۴:۲۶ ب.ظ

    kheili mamnoon.
    manam ke az in chiza khabar nadashte in comment o gozashtam!!!

    [پاسخ]

  8. sina گفته است :

    آبان ۳۰ام, ۱۳۸۵ در ۸:۴۷ ب.ظ

    salam baba man aslan hosele nadashtam bekhoonam,chera inghadr ziad minevisi???

    [پاسخ]

  9. marriam گفته است :

    آذر ۱ام, ۱۳۸۵ در ۱:۰۶ ق.ظ

    سلام . آهنگاتونو چندتاشو گوش دادم و پستتونو هم خوندم . آهنگا جالب بود یکیشو دانلود کردم . مرسی .
    امیدوارم مشکلتون حل شه و پینوشت ۱ روهم بهتره نگین دیگه . برا خودتون ! بهتره . حالا بقیه آدما ! که می خونن اینو به کنار . همون یه ذره حس همدردی هم ازبین می ره .
    موفق و شاد باشین
    .
    .
    .

    [پاسخ]

  10. آرزو گفته است :

    آذر ۲ام, ۱۳۸۵ در ۶:۳۲ ب.ظ

    رو شنوا بودنش شک نکن.این ماییم که گوشامونو گرفتیمو جوابشو نمی شنویم.شک نکن اونقدر دوسمون داره که نمی تونه حواسش بهمون نباشه…هنوز خیلی فاصله داریم با لجن شدم فقط اگه بخواهیم که نشیم.مطمئنم که اینو از رو ترس نگفتم..

    [پاسخ]

  11. Mercury گفته است :

    اردیبهشت ۱۳ام, ۱۳۸۶ در ۳:۴۰ ب.ظ

    سال ۲۰۱۲ روز ۲۶ دسامبر ساعت ۴:۲۶ دقیقه رو به خاطر بسپارید…

    [پاسخ]

- لطفاً فارسی بنویسید. نظراتی که پینگلیش باشند، تأیید نمی شوند.

- اگر نمی توانید فارسی تایپ کنید، کافیست در بالای کادر متن، گزینه تبدیل خودکار را فعال کنید و پینگلیش بنویسید. نوشته ی شما پس از نوشتن هر کلمه به صورت خودکار به فارسی تبدیل می شود.

- نظر شما پس از بررسی، منتشر خواهد شد. در صورتی که تمایل دارید نظرتان به صورت خصوصی باقی مانده و منتشر نشود، لطفاً ذکر کنید.

- در صورتی که دیدگاه شما در مورد این نوشته نیست از صفحه ارتباط با من استفاده کنید.

پاسخ به نوشته


× هفت = 28

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.