اینجا را پلاس 1 کنید!

 

صبور شدم !

یکشنبه, آگوست 20, 2006 11:09
ارسال شده در قسمت : دست نوشته های سینا

برای تفریح و خنده ، جاهای جالب فیلم “مارمولک” رو با چند تا از آشنا ها نگاه می کردیم . وقتی آدم فیلمی رو بعد از مدت ها می بینه ، کلی براش جالب میشه .
واقعاً فیلم هنرمندانه ای ساخته شده .

“پرویز پرستویی” که زندانی هستش حالا با یه آخوند تو بیمارستان هم اطاق شده . طبق معمول ، فقط داره نصیحت می شنوه . ولی آخونده یه جایی ، یه قسمتی از کتاب شازده کوچولو ( که خودم نخوندمش و نخواهم خوند ) رو برای این زندانی ، می خونه :

*** آدم ها همه چیز را همین جور حاضر و آماده از مغازه می خرند . اما چون مغازه ای نیست که دوست معامله کند ، آدم ها مانده اند بی دوست .

تو اگر دوست می خواهی ، مرا اهلی کن .

پرسید : اهلی کردن یعنی چه ؟
گفت : یعنی ایجاد علاقه کردن

پرسید : راهش چیست ؟
گفت : باید صبور باشیم***

نمیدونم ، چی می فهمم ازش . اصلاً مطمئن هم نیست که اصلاً چیزی می فهمم یا نه !

تو اگر دوست می خواهی ، مرا اهلی کن … که صبور شدم !

مشترک سی نا.نت شوید تا نوشته های اینجا را در ایمیل تان بخوانید ...
به وسیله‌ی ایمیل:
 
ایمیل شما نزد ما محفوظ و اشتراک تان هر لحظه با یک کلیک قابل انصراف است.

یا به وسیله‌ی فـیـد (خوراک)

۱۲ ديدگاه براي “صبور شدم !”

  1. fakhte گفته است :

    آگوست 20th, 2006 در 11:34 ق.ظ

    رفتیم و چه نا سالم سپری کردیم
    خداوند گریه کرد
    زمانی که دید بر مهر مادری
    بی احترامی شد
    خداوند گریه کرد
    زمانی که دید ۲ برادر برای هم نقشه می کشند
    که چگونه فریب دهند تا به مال و اندوخته ناسالم خود بیافزایند
    خداوند گریه کرد
    زمانی که به گل و پروانه
    آب و خاک
    آنگونه که او می خواست
    نگاه نکردیم
    خداوند گریه کرد
    زمانی که دید از عقل و پندارمان چگونه استفاده کردیم
    و برای آنچه خوب است یا بد است
    و مفهوم آن
    مطلق و ثابت است
    مقلد مشابهان خود شدیم
    و ازآنچه او به ما داده بود
    ( عقل=استدلال)
    استفاده نکردیم.
    خداوند گریه کرد
    زمانی که او را به جای اینکه در محیط ببینیم
    در پول و بانک و مال و ثروت می دیدیم
    چرا که در نبود این ها
    او را صدا می کردیم و
    اگر مشکلی از نبود آنها نداشتیم حتی اسمش را به لب نمی آوردیم.
    خداوند چه صبری دارد!
    اگر روزی از توقعات خود
    از ما سئوالی کند،
    به راستی ما چه می گوییم ؟
    الهی به فضل و رحمتت بر ما قضاوت کن، نه به عدلت

  2. abs گفته است :

    آگوست 20th, 2006 در 12:48 ب.ظ

    اهلی کردن رو دوست ندارم …اهلی شدنو ترجیح می دم ….هر چند که هیچ کدوم ایده آل نیست ….باید جوری باشیم که نیاز با اهلی شدن نباشه ….باید فیت هم باشیم…بدون فضای خالی…

  3. حامد گفته است :

    آگوست 21st, 2006 در 12:02 ق.ظ

    اهلی میشی عزیزم.به وقتش البته!
    همیشه به خاطر داشته باش که هرکاری را باید سر وقت و با حوصله انجام بدی.
    متوجه منظورم شدی عزیز دل برادر یا نیاز به توضیح بیشترداره؟

  4. bita گفته است :

    آگوست 23rd, 2006 در 7:46 ق.ظ

    آدم ها مانده اند بی دوست!
    حدودا یک ساعته که دارم به این جمله ها نگاه میکنم بلکه بتونم چیزی بگم. باد آدما رو با خودش این طرف و اون طرف میبره و بهشون مهلت نمیده همدیگرو اهلی بکنن.

  5. فرشاد ص(ف ص) گفته است :

    آگوست 24th, 2006 در 10:09 ق.ظ

    سلام!
    واقعا سایت جالبی داری من خیلی خوشم اومد مرسی
    آهنگهات بی نظیرن واقعا
    کتاب شازده کوچولو کتاب مورد علاقه ی منه که من ماهی ۱ بار حتما باید بخونمش حتما ..
    و البته این بخش گفتگو با روباهشم که بهترین بخش این اثره به تایید خیلی ها .
    من اجازه میخوام که به تو لینک بدم …
    و در آخر حتما برو و به نام پدر رو ببین !!

  6. فرشاد ص(ف ص) گفته است :

    آگوست 24th, 2006 در 10:14 ق.ظ

    ببینم تو اصلا کتاب شازده کوچولو اثر آنتوان دوسنت اگزوپری رو خوندی ؟؟؟؟
    اگه نخوندی حتما بخون مشکلب حل میشه البته امیدوارم بعدش با هم بحث می کنیم !
    من مدتی هر کس رو میدیدم یه دونه از این کتاب بهش میدادم !!!
    حتما بخونیش ها !

  7. سینا گفته است :

    مارس 12th, 2010 در 11:35 ب.ظ

    @فرشاد ص(ف ص), خوندمش … و قسمت روباه و شازده رو ده ها بار خوندم! :)

  8. فرشاد ص(ف ص) گفته است :

    آگوست 28th, 2006 در 10:29 ق.ظ

    سلام !
    چرا دیگه چیزی نداری بگی ؟؟؟؟

  9. مهتاب گفته است :

    جولای 25th, 2007 در 2:55 ب.ظ

    مسئله اینجاست خانه دوست کجاست؟؟؟؟؟؟؟؟

  10. sima گفته است :

    می 31st, 2008 در 10:00 ق.ظ

    خسته نباشید.عالیه

  11. فریده جلیلوند گفته است :

    آگوست 1st, 2010 در 12:39 ق.ظ

    چرا نمی خونید شازده کوچولورو ؟

  12. سینا گفته است :

    آگوست 1st, 2010 در 12:45 ق.ظ

    @فریده جلیلوند, اون موقع نخونده بودم! بعدش خوندم!

- لطفاً فارسی بنویسید. نظراتی که پینگلیش باشند، تأیید نمی شوند.

- اگر نمی توانید فارسی تایپ کنید، کافیست در بالای کادر متن، گزینه تبدیل خودکار را فعال کنید و پینگلیش بنویسید. نوشته ی شما پس از نوشتن هر کلمه به صورت خودکار به فارسی تبدیل می شود.

- نظر شما پس از بررسی، منتشر خواهد شد. در صورتی که تمایل دارید نظرتان به صورت خصوصی باقی مانده و منتشر نشود، لطفاً ذکر کنید.

- در صورتی که دیدگاه شما در مورد این نوشته نیست از صفحه ارتباط با من استفاده کنید.

پاسخ به نوشته

لطفاً به سوال امنیتی زیر پاسخ دهید: *