اینجا را پلاس 1 کنید!

 

من یا … ؟

جمعه, مرداد ۱۳, ۱۳۸۵ ۱۱:۱۱
ارسال شده در قسمت : دست نوشته های سینا
1,327 بازید ۹ نظر

نمیدونم کی شروع کرد
نمیدونم کی سماجت کرد
نمیدونم کی لجبازی کرد
نمیدونم کی ادامه داد
نمیدونم کی منو هدایت کرد
 
نمیدونم کی شروع کرد …
 
نمیدونم کی اشتباه می کنه
نمیدونم کی مغرور تره
نمیدونم کی کوتاهی می کنه
نمیدونم کی ساکت می مونه
 
نمیدونم کی شروع کرد …
 
نمیدونم کی وقت منو تلف می کنه
نمیدونم کی ساده گی می کنه
نمیدونم کی دیوونگی می کنه
نمیدونم کی تمومش می کنه

 

شاید نباید اشتباه تکرار می شد …
شاید نباید عهدی که با خودم بسته بودم رو به این زودی می شکستم ! چقدر زود …
شاید نباید از عرش به فرش می اومدم …
شاید نباید می خندیدم …
شاید نباید می دیدم …
شاید نباید می شنیدم …
شاید نباید برای هدفم چنین وسیله ای پیدا می کردم …
شاید نباید انتظار میداشتم که مسیر ۱۰۰ قدمی رو پرواز کنم ! باید خودم می دویدم … من انقدر دویدم که پرواز رو ، خودم یاد گرفتم …
شاید نباید پایین رو نگاه میکردم …
وقتی از کنار- گذر کندوان ، پایین رو نگاه کنی ، نمی فهمی اون ماشینی که پایینه ، پیکانه یا بنزه ! شاید اونجا نباید اطراف رو هم نگاه کرد …
من از ارتفاع می ترسم …
شاید دیگه پایین رو نگاه نکنم …
شاید وقتش رسیده که فقط جلو رو ببینم … فقط بالا رو نگاه کنم !
شاید دیگه وقتش رسیده که جاه طلبی هام رو به حقیقت تبدیل کنم …
شاید وقتش رسیده که ، مثل گذشته ، چیزی رو اراده کنم و تا بهش نرسیدم کوتاه نیام !
شاید نوبت من شده باشه …
شاید باید فراموش کنم …
شاید باید حافظه ام رو ضعیف کنم …
شاید باید تفریحی پیدا کنم که من رو از همه چیز فارغ کنه …
کاش عادت داشتم چراغ که زرد شد ، گازشو بگیرم و برم …
شاید باید مغرور تر می بودم !
راستش ، واقعاً نمیدونم کی شروع کرد …ولی اینو خوب میدونم که :  

 

یا بخت من طریق مروت فرو گذاشت             یا او به شاهراه طریقت گذر نکرد

صبر می کنم … بازم صبر می کنم … ولی آخرش :
 

عهد
خودم رو به یاد میارم ؛ می خندم ؛ می بینم ؛ می شنوم ؛ بسیار مغرور تر می شم ؛ فراموش نمی کنم ، درس می گیرم ؛  پایین رو ، فقط نظاره می کنم ؛ به محض دیدن چراغ زرد ، ترمز می کنم ولی فکر نمی کنم ؛ سرگرمی بهتری پیدا می کنم ! انقدر مغرور می شم که می تونم بگم : برای هر چیزی باید لیاقتشو داشت !
دیگه برام مهم نیست …  

It’s your turn !

مشترک سی نا.نت شوید تا نوشته های اینجا را در ایمیل تان بخوانید ...
به وسیله‌ی ایمیل:
 
ایمیل شما نزد ما محفوظ و اشتراک تان هر لحظه با یک کلیک قابل انصراف است.

یا به وسیله‌ی فـیـد (خوراک)

۹ ديدگاه براي “من یا … ؟”

  1. fakhte گفته است :

    مرداد ۱۳ام, ۱۳۸۵ در ۸:۴۳ ب.ظ

    khodahafeZ!!!!!!!
    az inja ke por az ghame khaste shodam
    mikham beram
    halbamo ke dadam be to
    dge bayad pas begiram
    mondan hargez:(
    khodahafeZ!
    dge miram
    age ye roz dardaye donya berize to ghalbe man!
    setareha khamoshe beshan to asemone shabe man!!!
    man mimirammmmmm:(((
    dge miram:(
    del misoze:(
    azam nakha bishtar az in asire in ghafas basham
    hichi namonde az delam khakestare to atisham!!!!
    rize rize del misoze:((
    khaste shodam
    delam gerefte in roza
    gham khone karde to sedam
    barone ghose engari mibare to taraneham
    ashegh bodam khaste shodam:((
    del biya berimmmmm
    az eshgh dge nagim
    darde eshghi keshim
    joz khoda be kasi nagim:-|

    [پاسخ]

  2. سینا - Admin گفته است :

    مرداد ۱۳ام, ۱۳۸۵ در ۹:۵۵ ب.ظ

    این ماله یه آهنگ باید باشه ، نه ؟! … چقدر طولانی بود :D

    [پاسخ]

  3. حامد گفته است :

    مرداد ۱۴ام, ۱۳۸۵ در ۱۲:۱۸ ق.ظ

    miduni ke midunam ke miduni chi mikham begam.
    pas harfamo be deraza nemikeshunam…nazarate takmilimo baadan midam.
    faghat ghablesh yadet nare farda barnameye ifilm editoreto biari barama!
    felan shab khosh!

    [پاسخ]

  4. bita گفته است :

    مرداد ۱۴ام, ۱۳۸۵ در ۱۱:۱۶ ب.ظ

    shayadam bayad raft
    shayad bayad cheshmamoon ro bebandim va hich chiz ro nabinim joz khodemoon ke lahze be lahze bedoone inke motavajeh shim darim taghir mikonim!hame adama!
    kheili kheili jaleb bood!

    [پاسخ]

  5. fakhte گفته است :

    مرداد ۱۵ام, ۱۳۸۵ در ۱:۵۵ ب.ظ

    uhum male ye ahange:)

    [پاسخ]

  6. fakhte گفته است :

    مرداد ۱۵ام, ۱۳۸۵ در ۱:۵۵ ب.ظ

    کاش…!
    س رن وش ت…

    جز این مینوشت!!!
    ___________________________________________
    زیباکلام…
    به روزه:)

    [پاسخ]

  7. fakhte گفته است :

    مرداد ۲۳ام, ۱۳۸۵ در ۱۰:۲۸ ب.ظ

    ای مرغ آفتاب
    از صد هزار غنچه یکی نیز وا نشد !
    دست نسیم با تن من آشنا نشد .
    گنجشک ها دگر نگذشتند از این دیار …
    آن برگ های رنگین , پژمرده در غبار
    وین دشت خشک غمگین , افسرده بی بهار …

    ای مرغ آفتاب !
    با خود مرا ببر به دیاری که همچو باد
    آزاد و شاد , پای به هر جا توان نهاد !

    گنجشک پر شکسته باغ محبتم
    تا کی در این بیابان , سر زیر پر نهم ؟
    با خود مرا ببر به چمنزار های دور
    شاید به یک درخت رسم , نغمه سر دهم …!
    :):):):)merc k sar zaD
    OmidVaram uam hamishe shad bashi
    moraghebe ehtiyat bash
    paka!

    [پاسخ]

  8. Pierre گفته است :

    بهمن ۲۶ام, ۱۳۸۶ در ۴:۰۹ ق.ظ

    man kheli az dide fekryat khosh am amad
    khoshhal misham baham dar tams bashim
    pierre

    [پاسخ]

  9. عاشق ديوانه گفته است :

    اسفند ۱۳ام, ۱۳۸۷ در ۷:۳۹ ب.ظ

    خیلی از شما متشکرم چون من با هیچ چیز نتونسته بودم آروم بشم ولی با دیدن وبلاگتون واین آهنگ زیبا بغض چند ساله ام ترکید متشکرم

    [پاسخ]

- لطفاً فارسی بنویسید. نظراتی که پینگلیش باشند، تأیید نمی شوند.

- اگر نمی توانید فارسی تایپ کنید، کافیست در بالای کادر متن، گزینه تبدیل خودکار را فعال کنید و پینگلیش بنویسید. نوشته ی شما پس از نوشتن هر کلمه به صورت خودکار به فارسی تبدیل می شود.

- نظر شما پس از بررسی، منتشر خواهد شد. در صورتی که تمایل دارید نظرتان به صورت خصوصی باقی مانده و منتشر نشود، لطفاً ذکر کنید.

- در صورتی که دیدگاه شما در مورد این نوشته نیست از صفحه ارتباط با من استفاده کنید.

پاسخ به نوشته


دو × = 16

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.