آسوده

نگارش شده در تاريخ : جمعه, شهریور ۱۲, ۱۳۸۹ و ساعت : ۱:۰۵
ارسال شده در قسمت : دست نوشته های سینا

+ گاهی یه چیزایی واسه آدم مهم میشه که هیچ وقت مهم نبوده … در مقابلش چیزایی واست بی اهمیت میشه که همیشه برات مهم بوده … شده قصه ی من … الان چیزایی واسم مهم شده که هیچوقت واسم مهم نبوده … برای مشاهده ی ادامه ی مطلب، کلیک کنید …

واقعیت

نگارش شده در تاريخ : دوشنبه, مرداد ۲۵, ۱۳۸۹ و ساعت : ۱۳:۰۵
ارسال شده در قسمت : پراکنده

strange

پی نوشت : تو یه وبلاگ خارجی دیده بودم .. هر چی فکر کردم یادم نیومد که کجا بود …

از روزی که رفتی

نگارش شده در تاريخ : شنبه, مرداد ۲۳, ۱۳۸۹ و ساعت : ۱۳:۲۰
ارسال شده در قسمت : پراکنده, گوش کنید

کاش گروه آریان میدانست که علی پهلوان نقطه ی ضعف شان است، نه نقطه ی قوت!

پی نوشت : آهنگ جدید گروه آریان (از روزی که رفتی) را از اینجا دانلود کنید! … کاش همه اش رو پیام صالحی میخوند!

لینک مستقیم

لینک کمکی

نگارش شده در تاريخ : شنبه, مرداد ۲۳, ۱۳۸۹ و ساعت : ۲:۵۰
ارسال شده در قسمت : این روزها ...

کم مونده ساعت ۳ بشه … هوس کردم برم واسه خودم نسکافه درست کنم و بعدش دراز بکشم و به سقف زل بزنم و موزیک گوش بدم … حیف …

پی نوشت : اگه تا ۲۰ روز دیگه هم بتونم به همین منوال ادامه بدم و کماکان از لحاظ جسمی و روحی سالم بمونم!، میشه امید داشت که یه ۴۰-۵۰ سال دیگه هم عمر کنم …!

جفت پا!

نگارش شده در تاريخ : چهارشنبه, مرداد ۲۰, ۱۳۸۹ و ساعت : ۲۳:۱۷
ارسال شده در قسمت : این روزها ...

یعنی اگه این پسره شاهرخ استخری رو تو خیابون ببینم، جفت پا میرم تو شکمش!

پی نوشت : قیافه اش، لحن حرف زدنش، بازیِ مسخره اش و بد تر از همه وقتی که موقع حرف زدن به در و دیوار نگاه می کنه، بدجور میره رو اعصاب آدم!!!

کوک

نگارش شده در تاريخ : چهارشنبه, مرداد ۲۰, ۱۳۸۹ و ساعت : ۲۱:۰۳
ارسال شده در قسمت : کوتاه نوشته

داشت سازش را کوک می کرد … که رشته ها را پنبه کرد …!

نگارش شده در تاريخ : یکشنبه, مرداد ۱۷, ۱۳۸۹ و ساعت : ۱۷:۳۳
ارسال شده در قسمت : این روزها ...

+ تقریباً بیشتر از یه ماه میشه که شبا کمتر از ۴-۵ ساعت میخوابم … تحرک و ورزش و اینا هم که فعلاً وقتش نیست و درش تخته اس … سکته مکته! نکنم خوبه …

+ انقدر فکر و برنامه ریختم واسه پاییز که همون چند ساعت رو هم فکر اونا نمیذاره بخوابم :دی

+ واسش هوو آوردم!!!

+ یا باید زندگیتو عوض کنی، یا باید بذاری زندگی تورو عوض بکنه … من اولی رو انتخاب کردم! دلم نمیخواد تغییر کنم … دوست دارم همونی که بودم، با هر اخلاقی، با هر نگرشی، چه غلط چه درست، همون باشم … شاید خیلی گفته باشم که تغییر کردم، شاید حتی گفته باشم که “خیلی زیاد تغییر کردم”، ولی همه ی اون تغییرات رو جمع بزنی، ۱% هم نمیشه! من اونطوری بودن رو ترجیح میدم، به یه طور دیگه بودن …

+ نوایی را گوش کنید … اجرای دریا دادور

علامت تعجب

نگارش شده در تاريخ : جمعه, مرداد ۱۵, ۱۳۸۹ و ساعت : ۱۵:۲۲
ارسال شده در قسمت : این روزها ...

تأثیر استفاده ی زیاد از علامت تعجب بر روی مغز سینا :

double velocity_corrector!;

پی نوشت : این یک کد ++C است … اون علامت تعجب رو کمپایلر پیدا کرد!

هوس

نگارش شده در تاريخ : سه شنبه, مرداد ۱۲, ۱۳۸۹ و ساعت : ۱۵:۳۲
ارسال شده در قسمت : دست نوشته های سینا, نوستالژی

خودخواهی

نگارش شده در تاريخ : یکشنبه, مرداد ۱۰, ۱۳۸۹ و ساعت : ۱۲:۳۴
ارسال شده در قسمت : گوش کنید

دور، نزدیک

نگارش شده در تاريخ : شنبه, مرداد ۹, ۱۳۸۹ و ساعت : ۱۴:۴۵
ارسال شده در قسمت : کوتاه نوشته

گاه کوچکم می بینی و گاه بزرگ

نه کوچکم، نه بزرگ

خودت هستی که دور می شوی و نزدیک

پی نوشت : نمیدونم در اصل مال کیه …

دوره ۱

نگارش شده در تاريخ : جمعه, مرداد ۸, ۱۳۸۹ و ساعت : ۲۳:۱۹
ارسال شده در قسمت : دوره

میخوام هر چندوقت یه بار چندتا نوشته ی قدیمی رو معرفی کنم که بخونید! یکی از فوایدش اینه که خیلیا ممکنه تا حالا حوصله شون نگرفته باشه برن مثلاً آرشیو سال ۸۴ رو بخونن! اینطوری مجبور میشن!!! … و اینکه واقعاً بعضی از اون نوشته ها رو دوست دارم … واسه خودم خیلی مفهوم دارن … احتمالاً … برای مشاهده ی ادامه ی مطلب، کلیک کنید …

حجم کنترل

نگارش شده در تاريخ : جمعه, مرداد ۸, ۱۳۸۹ و ساعت : ۱:۵۷
ارسال شده در قسمت : کوتاه نوشته

انسان یک حجم کنترل است. هر چه بدی از او ساتع شود، همانقدر بدی جذب می کند و هرچه خوبی بروز دهد، همان اندازه خوبی به سوی او می آید.

پی نوشت : حقیقتاً انسان یک حجم کنترل است … جای “بدی” و “خوبی” را می توانید با هر چیزی عوض کنید … ظلم، ستم، دزدی، دروغ، خیانت، فداکاری، عشق ورزیدن، کمک کردن و …